۱۳۸۸ اسفند ۹, یکشنبه

سی و یکمین هفته همبستگی با مادران شنبه بیست وهفتم فوریه


در این هفته اخبار جدید در مورد فعالیت مادران عزادار و همچنین تحت شکنجه و آزار بودن تعدادی از مادران را به مردم رهگذر اطلاع رسانی کردیم. تعدادی از رهگذران برایشان این اخبار خیلی هولناک و غیر قابل تصور بود. و خیلی مایل بودند که به ما و مادران در ایران کمک کنند که این پیشنهادات باعث خوشحالی و دلگرمی ما شد.


اینبار علاوه بر روال کار هفتگی، سالروز بیستمین تولد جانباخته جوان سهراب اعرابی را نیز گرامی داشته شد. این اکسیون که همراه بود با گذاشتن گلها و شمعهای سفید درکنار عکس این عزیز به ناحق کشته شده، باعث توجه وتاسف زیاد رهگذران شد

۱۳۸۸ اسفند ۸, شنبه

نگرانی از وضعیت جسمی شش مادر عزادار زندانی

برنامه نظارت بر حمایت مدافعان حقوق بشر
درخواست فوری



حبس خودسرانه

۲۵ فوریه ۲۰۱۰

برنامه نظارت بر حمایت مدافعان حقوق بشر، به عنوان برنامه ای مشترک از "سازمان جهانی مبارزه با شکنجه" (OMCT) و "فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر" (FIDH) اطلاعات جدیدی را دریافت کرده و درخواست رسیدگی فوری به وضعیت ذیل در جمهوری اسلامی ایران را دارد.

شرح مختصری از وضعیت پیش آمده:

برنامه نظارت از سوی منابع قابل اطمینان مطلع شده که خانم ام البنین ابراهیمی روز ۶ فوریه ۲۰۱۰ در حدود ساعت ۳ صبح در منزلش دستگیر و بازداشت شده است. خانم الهام احسنی، خانم ژیلا کرم زاده مکوندی، خانم لیلا سیف الهی و خانم فاطمه رستگاری نیز در تاریخ ۸ فوریه در منازل شان و خانم فرزانه زینعلی در تاریخ ۹ فوریه در پارک لاله تهران دستگیر و بازداشت شده اند.
براساس گزارش های به دست آمده، خانم ام البنین ابراهیمی، خانم الهام احسنی، خانم ژیلا کرم زاده مکوندی، خانم لیلا سیف الهی، خانم فاطمه رستگاری و خانم فرزانه زینعلی درحال حاضر در زندان اوین بسر می برند. با این حال، در زمان انتشار این درخواست فوری، خانواده های آنان، علی رغم تجمع در برابر زندان اوین، هیچ گونه اطلاعی از محل حبس و اتهاماتی که به آنان وارد است دریافت نکرده اند.
برنامه نظارت مراتب نگرانی شدید خود را نسبت به حبس خودسرانه شش تن از "مادران عزادار" که پیشتر نام شان ذکر گردید اعلام می دارد. کاملاً مشخص است که این اقدام ها صرفاً به هدف ساکت کردن و به انزوا کشیدن جنبش مدنی ایران صورت گرفته است. برنامه نظارت از دولتمردان جمهوری اسلامی می خواهد که هرچه سریعتر و بدون هیچ گونه قید و شرطی این اشخاص و همچنین تمامی مدافعان حقوق بشر که اکنون در سراسر کشور زندانی هستند را آزاد کنند.

اقدامات فوری مورد درخواست:
از شما خواهشمندیم که هر چه سریعتر دولتمردان جمهوری اسلامی را از درخواست های زیر باخبر سازید:
۱. تحت هر شرایطی، سلامت روحی و جسمانی خانم ام البنین ابراهیمی، خانم الهام احسنی، خانم ژیلا کرم زاده مکوندی، خانم لیلا سیف الهی، خانم فاطمه رستگاری و خانم فرزانه زینعلی و دیگر مدافعان حقوق بشر در ایران را تضمین کنند

۲. محل حبس آنان را اعلام و هرچه سریعتر و بدون هیچ گونه قید و شرطی امکان آزادی شان را فراهم سازند. کاملاً مشخص است که حبس آنان کاملاً خودسرانه بوده و صرفاً به دلیل فعالیت های شان در زمینه حقوق بشر صورت گرفته است.

۳. اطمینان دهند که این اشخاص از امکان انتخاب وکیل مدافع و ملاقات با خانواده هایشان برخوردار خواهند بود.

۴. سریعاً به هرگونه اذیت و آزار و اقدام تهدیدآمیز، از جمله در سطوح قضایی، در قبال تمامی مدافعان حقوق بشر در ایران پایان دهند.

۵. به کلیه مواد اعلامیه مدافعان حقوق بشر که در ۹ دسامبر ۱۹۹۸ به تصویب رسیده احترام گذاشته و آن را رعایت کنند. به ویژه ماده اول آن که می گوید: "هر شخصی به صورت فردی یا گروهی این حق را دارد که در سطوح ملی و یا بین المللی اقدام به حمایت از حقوق بشر کند و آزادی های اصلی را تحقق بخشد" و همچنین ماده ۵ قسمت سوم که می گوید: "هر شخصی این حق را دارد که به صورت فردی یا جمعی، در سطوح ملی یا بین المللی، (...) با سازمان های غیردولتی یا میان دولتی ارتباط برقرار کند" و همچنین ماده ۱۲ بند دوم که می گوید: "دولت باید کلیه تدابیر لازم را انجام دهد تا حمایت فردی و گروهی همه کس در برابر خشونت، تهدید، تعقیب، اقدامات تلافی جویانه، فشار، تبعیض های منفی شخصی و یا قانونی و هرگونه اقدام مستبدانه دیگری که به دنبال اقدامات مشروع و قانونی این اشخاص براساس این اعلامیه انجام شده، توسط مراجع ذیصلاح تضمین گردد".

۶. به طور کلی، تحت هر شرایطی مفاد حقوق بشر و آزادی های اصلی را، مطابق با اعلامیه جهانی حقوق بشر و دیگر عهدنامه های بین المللی و منطقه ای حقوق بشر که ایران متعاهد آنهاست، رعایت نمایند.

رونوشت:

- رهبر انقلاب اسلامی، جناب آیت الله سیدعلی خامنه ای
- ریاست جمهوری، جناب آقای محمود احمدی نژاد.
- ریاست دادگستری، جناب آیت الله صادق لاریجانی.
- وزیر امور خارجه، جناب آقای منوچهر متکی.
- نماینده دائمی جمهوری اسلامی ایران در سوئیس.
- سفارت ایران در بروکسل.

لطفا رونوشت این نامه را به دیگر نمایندگان دیپلماتیک جمهوری اسلامی در دیگر کشورها نیز ارسال فرمایید.

پاریس – ژنو، ۲۵ فوریه ۲۰۱۰

لطفا در پاسخ خود ما را از هرگونه اقدام انجام شده درخصوص این درخواست ها مطلع فرمایید.

برنامه نظارت، برنامه مشترکی است از "فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر" (FIDH) و "سازمان جهانی مبارزه با شکنجه" (OMCT) که به حمایت از مدافعان حقوق بشر اختصاص داشته و هدف اصلی آن، پشتیبانی همه جانبه از این افراد در زمان نیاز می باشد.

برنامه نظارت، همچنین برنده جایزه حقوق بشر در سال ۱۹۹۸ از کشور فرانسه است.

نگرانی از وضعیت جسمی شش مادر عزادار زندانی

برنامه نظارت بر حمایت مدافعان حقوق بشر در بیانیه‌ای اعلام کرد که نگران وضعیت جسمی شش تن از مادران عزادار زندانی در
ایران است./ عصرنو

سازمان جهانی مبارزه با شکنجه و فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر نگران وضعیت شش تن از مادران عزادار زندانی هستند.

این دو نهاد مدافع حقوق بشر اعلام کرده‌اند که بازداشت مادران عزادار با «هدف ساکت کردن و به انزوا کشیدن جنبش مدنی ایران» صورت گرفته و آنها خواستار آزادی بی قید و شرط این مادران و تمام بازداشت‌شدگان حوادث اخیر هستند.

در بیانیه این دو نهاد مدافع حقوق بشر همچنین از مقام‌های جمهوری اسلامی خواسته شده که سلامت روحی و جسمی این شش نفر ا تضمین کنند، محل حبس آنها را اعلام کرده و اطمینان دهند که این اشخاص از امکان انتخاب وکیل برخوردار خواهند بود.

ام‌البنین ابراهیمی، الهام احسنی، ژیلا کرم‌زاده مکوندی، لیلا سیف‌الهی و فاطمه رستگاری شش نفری هستند که این دو نهاد حقوق بشری نسبت به وضعیت آنها در زندان اظهار نگرانی کرده است.

سازمان جهانی مبارزه با شکنجه و فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر همچنین از جمهوری اسلامی خواسته‌اند که به کلیه مواد اعلامیه مدافعان حقوق بشر احترام گذاشته و آن را رعایت کند.

منبع: وب‌سایت عصرنو

۱۳۸۸ اسفند ۵, چهارشنبه

بیانیه مادران عزادار

مادران را آزاد کنید!


اخبار روز: در حالی که گزارش ها حاکی از فشارهای شدید حامیان مادران عزادار در زندان اوین است، «مادران عزادار» در روز دوم اسفند ماه با انتشار بیانیه ای خواهان آزادی همرنجان دربند خود شدند.
به گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، متن نامه ی مادران عزادار به شرح زیر است:

مادران را آزاد کنید

بیش از ۱۴ روز است که ۷ تن از مادران در زندان اوین بسر می برند و طی این مدت از هر گونه ملاقاتی محروم بودند و فقط یک یا دو بار با خانواده تماس کوتاه تلفنی داشتند.
دوستانمان در شبانگاه ۱۷ و ۱۹ بهمن با یک حکم کلی که به تاریخ ۱۴ بهمن بود توسط ماموران اطلاعات دستگیر و راهی بند ۲۰۹ اوین شدند و تاکنون هیچ جرم مشخصی برایشان تفهیم نشد. راستی چه میتوانند بگویند؟ آیا مادر بودن جرم است؟ در کدام قانونی می توان مادر بودن و پرسیدن از حال و روز فرزندان دربند این مرز و بوم و درخواست برای معرفی عاملان و آمران قاتلان زندگی را جرم دانست؟
کسانی که حکم به بند کشیدن مادران را صادر می کنند بیهوده در تلاشند، هیچ مادری مرگ فرزند خود را فراموش نمی کند و نخواهد بخشید. چه کوته فکرند آنان که بر این باورند با توهین، ضرب و شتم، تهدید و زندانی کردن و قراردادنمان در بندهای انفرادی و فشار آوردن های پیاپی، فراموش می کنیم که پاک ترین فرزندان این مرز و بوم به خاطر حق مسلم بشری انتقاد و اعتراض در خیابانها به گلوله بسته می شوند، از بالای ساختمان ها و پل ها پرت می شوند، زیر خودروهای نیروهای انتظامی له می شوند، در زندان ها مورد تعدی و شکنجه قرار می گیرند و زیر شکنجه های بی رحمانه کشته می شوند!

روسا و مسئولان قوه قضائیه!

شما را چه می شود؟ چرا امر کنندگان به قتل و قاتلان آزادند و هر روز جنازه ای دیگر بر جنازه ها می افزایند و شاکیان نه تنها جواب پرسش های خود را نمی گیرند بلکه به بند کشیده می شوند؟ تا کی خشونت طلبان فرصت جولان دهی خواهند داشت؟ جرم مادران چیست که با دیدن تمام بی رحمی ها که فقط یک نمونه از آن کافیست تا عرش آسمان را به لرزه در آورد، هیچگاه از مسیر قانون خارج نشده و تمامی مساعی خود را به کار می برند تا از مسیر کاملا قانونی و در نهایت بردباری و درایت ولی مصمم و پرصلابت خواستار محاکمه عادلانه قانون شکنان و قاتلان و سلب اختیار از تمامی خشونت طلبان هستند؟
ما مادران بار دیگر اعلام می کنیم که هیچگاه ظلم هایی که بر فرزندان این مرز و بوم روا گشت را فراموش نمی کنیم و نخواهیم بخشید و پیگیرانه خواستاریم هیچکس و هیچ نهادی در حصار امنی بجز قانون قرار نگیرد و هیچ انسانی که در چارچوب قوانین زندگی میکند ، احساس ناامنی نکند.

مادران عزادار
- ۲/۱۲/۱٣٨٨

۱۳۸۸ اسفند ۴, سه‌شنبه



بگذارید نسیم بهاری در سرزمین ایران حس شود !

چگونه نوروز برپا کنیم که جوانان ما در آستانه اعدام اند؟چگونه سالی تازه را آغاز کنیم که دختران و پسران مان دربندند یا برای فرار از بند از خانه و کاشانه آواره شده اند .

چطور نظاره گر بهار باشیم که هنوز آمران و عاملان کشتار فرزندانمان محاکمه نشده اند درحالی که جگرگوشه های ما به گلوله بسته شدند ، از بلندی پرتابشان کردند یا زیر چرخ های خودروهای پلیس له شدند ، در شکنجه گاهها از بین رفتند و بسیاری نیز مفقودالاثر شده اند .

چگونه بهار را به خانه راه دهیم که مادران و پدران زیادی با تنی فرسوده و همراه با بیماری های مختلف در زندان بلاتکلیف هستند و یا احکام سنگین و غیرعادلانه را طی می کنند و فرزندانشان بی سرپرست و بدون نان آور حیران مانده اند که چرا قاتلان و دزدان آزادند و پدران و مادران آنها در بند !

مقامات جمهوری اسلامی ایران !

قدرت و مقام ماندنی نیست ! اگر بود به شما نمی رسید ! به اعمال غیرانسانی و غیرقانونی پایان دهید ، صدای مادران را بشنوید و مصلحت کشور عزیزمان و مردم شریف را در نظر بگیرید .

ما مادران با انواع تبعیض ها و رنج ها فرزندانمان را با شیره ی جان خود پرورده ایم تا زندگی کنند و از هر کوششی برای پیشرفت و توسعه ی کشورمان دریغ نکرده ایم و اینک که به سال های پایانی عمر خود رسیده ایم می خواهیم شاهد آزادی و شکوفایی جوانان کشورمان باشیم .

ما ، مادران عزادار ، تا رسیدن به خواسته های قانونی خود همچنان عزادار و داغدار خواهیم بود و به تلاش های قانونی خود ادامه خواهیم داد .

- اعدام را بس کنید !

- زندانیان عقیدتی را آزاد کنید !

- آمران و عاملان کشتارهای سی ساله گذشته را محاکمه کنید و بدانید که ما حتی نمی خواهیم قاتلان فرزندانمان اعدام یا قصاص شوند ، فقط می خواهیم آمران و عاملان کشتارهای سی ساله اخیر در دادگاه های علنی و عادلانه محاکمه شوند تا شاید دیگر کسی جرات نکند بالاتر از قانون عمل کند . ما می خواهیم تا در پناه قانون ، زندگی ساده و آرام و بدون وحشتی داشته باشیم .

به امید آن روز و به امید وزیدن نسیم بهاری

مادران عزادار - اسفند 1388

۱۳۸۸ اسفند ۲, یکشنبه

شنبه بیست فوریه ٢٠١٠

در این روز مانند هر هفته، گروه همبستگی با "مادران عزادار ایران" در فرانکفورت مراسم هفتگی خود را برگزار کرد. در این مراسم اطلاعات مبسوطی درباره دستگیری، آزار و اذیت مادران در ایران و همچنین راجع به اکسیون شبانه آنها در مقابل زندان اوین در اختیار رهگذران قرار داده شد . با ذکر و توضیح در باره اکسیونهای شبانه مادران و حامیان آنها که در موارد زیادی منجر به آزادی تعدادی از زندانیان سیاسی شده است، شور همدردی و حمایت از "مادران" را در رهگذران زنده میساخت.


قهرمانان این سو و آن سوی دیوار اوین مادران عزادار


انتشار:فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
مشاهدات یکی از مادران عزادار
قهرمانان این سو و آن سوی دیوار اوین مادران عزادار
از روز عاشورا هر چند شب یکبار و از 20 دی ماه که 14 نفر از دوستانمان را به جرم مادر بودن و پیگیر بودن حق فرزندان خود به زندان اوین منتقل کردند تا کنون تقریبا هر شب چند ساعتی همراه با خانواده دیگر زندانیان و مردمی که برای حمایت از فرزندان شجاع این مرزوبوم می آیند جلوی زندان اوین حضور دارند .
در این بین البته برای چندمین بار تعدادی از دوستانمان در اوین بسر می برند . این بار چند شب قبل از 22 بهمن به خانه هایشان ریختند و به بهانه پیشگیری از وقوع جرم دستگیر و راهی اوین کردنشان و من ماندم که وزارت اطلاعات واقعا چقدر بفکر مادران است که نکند کاری دست خودشان بدهند ! این مادران همچنان در بازداشت بسر می برند .
در طی این شبها شاهد اتفاقات قشنگ بسیاری جلوی اوین بودم که بر آن شدم برخی از آنها را با دیگران قسمت کنم . مهمترین تغییری که به وضوح قابل تشخیص است این است که اوایل خانواده ها بسیار ناامید و دلمرده به نظر می رسیدند . به یاد دارم وقتی شب 22 دی ماه مادران را آزاد کردند و ما با شور و اشتیاق ، با دست و سوت به استقبالشان رفتیم اکثراً نگران بودند که نکند شادی و دست زدنمان باعث شود تا فرزندان در بندشان مورد غضب زندانبانان قرار گیرند ، اما کم کم با ادامه پیدا کردن این رویه توسط مادران و استقبال خانواده های دیگر در شب های متوالی از آزادی تک تک زندانیان این جو سنگین شکسته شد تا جایی که اکنون مردم از همه قهرمانانشان با صلوات ، دست زدن و سوت استقبال می کنند .
- از جمله وسایل شخصی که به زندانیان می دهند حوله است که یکی از جوانان که تصادفا حوله اش سبز بود در لحظه آزاد شدن آن را بر روی دوشش انداخت و انگشتانش را به علامت V بالا برده که جمعیت بی امان تشویقش کردند .
- شاهد آزادی جوانی دیگر بودیم که برای چهارمین بار در جریان اعتراضات بعد از انتخابات دستگیر و راهی اوین شده بود هنگام آزادی پدرش با لبخند و در عین حال با بی حوصلگی با دست به او اشاره کرد که این بار خودش بیاید پایین و پسرش به محض پایین آمدن پرسیده بود : 22 بهمن چند شنبه است ؟! و پدر در جواب گفت : اینبار اول وثیقه ات را آماده میکنی و بعد می روی .- دختر جوانی را دیدم که به محض آزادی بر خاک بیرون از زندان و آزاد وطنش بوسه زد .
- دختران و پسرانی که به محض بیرون آمدن از زندان دنبال خانواده دوستان خود بودند تا از حال فرزندانشان باخبرشان سازند و یا پیغامهای دوستانشان را به خانواده ها برسانند .- زنان و مردانی که پس از آزادی با حوصله تمام به سوالات تک تک خانواده ها جواب می دادند و تلاش می کردند به آنها روحیه دهند و بگویند فرزندانشان قوی و پر صلابت هستند ، شما قوی باشید .
- زندانیان بسیاری که هنگام آزادی با بالا بردن دستانشان به علامت V نوید پیروزی را می دادند و با تشویق گسترده مردم روبرو می شدند .
- شبی شاهد آزادی حجت الاسلام خلجی بودیم که هنگامی که ملبس به لباس روحانیت از در زندان بیرون آمد جمعیت یکصدا صلوات فرستادند و در این بین چندین نفر یادآوری کردند که سه صلوات پشت هم باشد تا به زندانبانان آزادی بگویند مردم احترامات ویژه را برای روحانیون واقعی ، به تشخیص خود و داوطلبانه قائل می شوند و تا زمانی که سوار خودرویش شود با صلوات ، دست و سوت از طرف مردم مشایعت شد .
- در شب 23 بهمن خانواده ای 15 نفره حضور داشتند که 8 نفرشان از شهرهای کوچک آمده بودند همراه با فرزندانی خردسال و مادربزرگی پیر تا در راهپیمایی جنبش سبز حضور یابند و برای تکمیل کار زیبایشان برای همراهی با زندانیان و خانواده هایشان جلوی زندان حضور یافتند ، در بینشان کودکانی 4 و 10 ساله حضور داشتند و مادربزرگی هفتاد و چند ساله که آمده بود در کنار نوه های خردسالش باشد تا فرزندانش فارغ از نگرانی برای نوه هایش در راهپیمایی حضور یابند چون می داند که اگر ساندیس ، مرغ ، گوشت و پول به از ما بهتران می رسد سهم مردم فحاشی ،گاز اشک آور ، باتوم ، زندان و شاید سرب داغ است . ترکیب سنی این خانواده بسیار جالب بود کودکانی 4 و 10 ساله ، پسردائی و دختردائی حدود 18 تا 20 ساله ، مادر و پدری حدوداً 30 ساله ، خاله ها و زن دائی هایی حدوداً 40 ساله ، دائی حدود 50 سال و مادربزرگی هفتاد و چند ساله . مادر کودک 4 ساله می گفت پسرش با بی صبری منتظر مرد شدن خود می باشد و هر از چند گاهی جلوی آینه می رود و از مادرش می پرسد اینها سیبیله ؟ من دارم مرد میشم ! آن شب کنار مادرش آمد و با زبان بسیار شیرین کودکانه گفت : مامان اگه من پشت اون دیوار برم کلی مرد میشم و وقتی مادر پرسید چرا ؟ جواب داد : دائی میگه ، و من از خود می پرسم آیا با چنین پشتوانه ای از نسل های مختلف که اینگونه همدل و همراه هستند حق داریم حتی لحظه ای در پیروزیمان تردید نکنیم ؟
- شب 28 بهمن حدود 50 نفر از فرزندان ایران در میان شور و اشتیاق فراوان خانواده ها و حامیانشان از زندان آزاد شدند . حداقل 6 نفر از دختران و پسران جوان با مدرک جرمشان که کیس کامپیوتری در بغلشان بود آزاد شدند . اکثر آنها بصورت جمع 4 و 6 نفره و تقریبا پشت سر هم بیرون آمدند و در این زمان بود که صدای شادی و دست و سوت مردم بی وقفه و پشت هم شنیده میشد .
- شب 30 بهمن ساعت 9 شب دم زندان بودیم وقتی رسیدیم دوستان گفتند ظاهرا دیگر آزادی نداریم و به خانواده ها گفتند که بروند ما گفتیم یک ساعت دیگر هم منتظر می مانیم . حوالی ساعت 9:30 بود که خانم و آقایی جوان را دیدیم که با چند شاخه گل رز زیبا و تازه به جمع نزدیک شدند . دختر جوان به جمع که رسید ابتدا یک شاخه را به پدری پیر داد و پس از آن یک شاخه دیگر را به من و همینطور شاخه های گل را بین جمعیت تقسیم کرد . در برگشتشان جلو رفتم و بار دیگر از این کار بسیار زیبایشان تشکر کردم و پرسیدم کسی از شما آزاد شدند ؟ پسر جوان در جواب با اندوه و اشکی در چشم گفت : نه ، از سال 67 دیگر امیدی به آزادیش نداریم آمدیم تا بگوییم که شما تنها نیستید ، ما هم با شما همدردیم و هیچ تفاوتی ندارد . فهمیدم که از خانواده اعدام شدگان سال 67 هستند و بسیار متاثر شدم و در جواب گفتم : کاملا درسته ، ما هم برای حمایت می آییم و آنها اصلا خود ما هستند و ما می توانستیم جای آنها باشیم چون آنان همان حرفی را زدند که ما زدیم . بار دیگر از آنها تشکر کردم و گفتم کارشان بسیار زیبا و با ارزش بود .
شاخه گل را به دختر یکی از مادران عزادار که در بند است دادم تا پس از آزادی مادرش به او تقدیم کند و حکایت امشب را باز گوید .
در جمع جلوی زندان دیگر همه آشنایند و صمیمی . اینجا جایی است که خانواده ها تصمیم گرفتند تا غمهای خود را با هم قسمت کنند و به جای گریستن در تنهایی می آیند تا کنار هم بایستند و به یکدیگر بگویند که تنها نیستند و حمایت خود از فرزندان ، پدران و مادران زندانی را با روحیه ای مصمم و امیدوار اعلام کنند.

01 اسفند 1388