۱۳۸۹ آبان ۱۳, پنجشنبه

Please sign لطفا با امضای خود مادران دستگیر شده را حمایت کنید

petition to free the " Mourning Mothers" of Iran

petition to free the " Mourning Mothers" of Iran,Jila Tarmassi and Akram zeinali

Numerous cases of human rights’ violations in Iran, including cruel executions, unlawful detainments, torture, and all sorts of persecutions have attracted the global attention during the last three decades, especially in the aftermath of the fraudulent presidential election of 2009. Among these cases, are unlawful detentions of the members of the Mournful Mothers of Iran, also known as: Mothers of Laleh Park, a group of the mothers of the 2009 victims of violence. These mothers have gathered to call for justice and truth finding regarding their beloved ones, who were killed during the peaceful protestations, or in prisons as a result of torture, or were executed, or have disappeared since then. On Octpber 9, 2010, two members of the Mournful Mothers of Iran, Mrs. Jila Tarmassi and Mrs. Akram Zeinali, together with their daughters were attacked by the regime’s officials at their homes, and consequently were sent to prison.

The daughters were released after 12 days, but the mothers are still in prison without any communication with outside. The detainees’ families are under constant pressure and treats to remain silent and abstain from being interviewed by the media. Jila Tarmassi is the mother of a 19 years old young man, who had spent a year in the prison, endured inhuman tortures, and was recently released. A few days after his release, private agents of the regime stabbed him by a poisonous knife on the street and is currently in a critical health condition. Akram Zeinali is the mother of a university student, who was arrested 11 years ago at his family residence, but during all these years, and after painful investigations the family has not found any single trace of him, and the officials are not responsive in this regard. Mother of a disappeared son, Akram Zeinali has been arrested because of her legitimate quest for information and justice. The two detained mournful mothers, together with other peers, used to gather all Saturdays in cemeteries, or in Laleh Park in Tehran, engaging in peaceful and silent protestations while holding candles and roses in the memories of all the victims of violence and mass murders during the last 30 years of the hardliners’ dominance in Iran. They peacefully call for the release of all political prisoners, the abolition of the capital punishment, and identifying those responsible for all murders and tortures during the last 30 years. The officials being under the pressure of the public opinion that condemns the detentions of these innocent mournful mothers, have resorted to false and malicious accusations against them, and claimed an imaginary link between these mothers and the opposition’s political parties and groups, amongst them some have backgrounds of armed and violent activities. Recently, Mournful Mothers of Iran, also known as: Mothers of Laleh Park, in their official statement, have officially rejected the false accusations against Jila Tarmassi and Akram Zeinali, as a mean resort by the regime’s officials to create fallacious documentation against these mothers and justify the suppression of their noble cause.

The statement emphasizes that: “The very fact that these mothers’ quests are civil and not political in nature proves that they have nothing to do with political organizations. Therefore, the current accusations against these mothers are contradictory to the reality of their peaceful and civil activities. The imprisonment and persecution of these mothers is a violation of the basic human and citizenship rights.” We, the signatories of this plea, call the global conscience for condemning the detention of Jila Tarmassi and Akram Zeinali, and to declare solidarity with the mournful mothers of Iran in their quest for human rights in Iran

. . . . . . . . . . .
. . . . . . . . . . .

خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط مادران و رعایت موازین حقوق بشر در ایران هستیم ! نقض حقوق بشر در ایران مسئله ای است که هر روز توجه بیشتری از وجدانهای بیدار جهان را به خود معطوف می کند؛ از جمله آن می توان اعدامهای گسترده ،زندان و شکنجه مخالفان سیاسی و دگراندیش، دستگیری فعالین حقوق بشر،روزنامه نگاران،... و حتی وکلای آنان را نام برد. اینک در پی این همه ظلم و بیدادگری، حکومت جمهوری اسلامی، سرکوبها و فشارهای داخلی خود را به آنجا رسانده که حتی"مادران عزادارایران" (مادران پارک لاله) را که به شکل قانونی و مسالمت آمیز به دادخواهی از فرزندان خود برخاسته اند، به بند می کشد.

مادرانی که در مقابل کشتار های بیرحمانه ، زندانی، شکنجه شدن و ناپدید شدن فرزندانشان عدالت را طلب می کنند، اینک پاسخشان میله های زندان است! شنبه نهم اکتبر 2010 دو تن از این مادران " ژیلا ترمسی و اکرم زینالی" به همراه دختران جوانشان به طور همزمان در خانه های خود مورد یورش مأموران حکومتی قرار گرفته و بازداشت شدند. گرچه پس از 12 روز دختران آنان که سابقه هیچگونه فعالیت نداشتند به قید کفالت آزاد شدند، اما این مادران همچنان با اتهامات واهی در زندان به سر می برند و تا کنون هیچ خبری از آنان در دست نیست. خانواده های آنان نیز شدیداَ تهدید شده و تحت فشار هستند که هیچ گونه تماسی با خبرگزاری ها و دیگر مراجع نداشته باشند. خانم ژیلا ترمسی مادری است که یکسال حبس و شکنجهء پسر 19 ساله اش ،حسام ، آرام و قرار را از او و خانواده اش گرفته بود و مدت ها در پشت دیوار های زندان اوین همراه با دیگر مادران بست نشسته بود. حسام که به دنبال دستگیری در اعتراضات سال گذشته مردم ایران به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، پس از یکسال تازه از زندان آزاده شده بود ،بلافاصله پس از آزادی، به منظور تهدید به سکوت، مورد حمله عوامل لباس شخصی حکومتی قرار گرفت و با ضرب چاقوی زهرآ گین شدیداَ مسموم و بیمار شد.

هم چنین خانم اکرم زینالی، دیگر مادر دربند و مادر سعید زینالی است که یازده سال پیش در پی نا آرامی های دانشگاه پسر 21 ساله دانشجویش را در مقابل چشمان او و خانواده اش در منزل بازداشت کردند و سالها جستجو ومراجعه وی را به مراجع قانونی گوناگون برای یافتن فرزند ناپدید شده اش بی پاسخ گذاشتند. تنها"جرم" این مادران آن است که علیرغم تمام زخمهایی که خود بر دل داشتند در کنار دیگر "مادران عزادار ایران" (مادران پارک لاله ) که به صورتی خود جوش گرد هم آمده بودند پرچمدارعدالت ، و آزادی بودند ایستادند. "جرم" این مادران آن است که دست در دست دیگر مادران ستمدیده ایران با حمل عکس فرزندان خود و شاخه گلی یا شمعی، هرهفته در پارک لاله ، پشت زندانها و یا در گورستانها با سکوت در کنار یکدیگر جمع می شدند تا ضمن دادخواهی برای فرزندان خود خواستار آزادی کلیه زندانیان سیاسی، لغو احکام اعدام، و شناسایی مسئولین قتل ها و شکنجه های تمامی سی و یک سال گذشته شوند . بدیهی است حکومت جمهوری اسلامی برای توجیه به زندان افکندن و فشار روز افزون خود به این مادران دادخواه جز افترا زنی و ارتباط دادن آنان به صورت کذب با سازمان های سیاسی دیگر و گاها دارای مشی خشونت ورزانه،چاره ای ندارد. مادران پارک لاله (مادران عزادار) طی اطلاعیه ای دستگیری دو تن از همراهان خود اکرم زینالی وژیلا ترمسی را شدیداَ محکوم اعلام کرده اند و اینگونه شایعه پراکنی ها را توطئه ای اعلام می کنند برای پرونده سازی و توجیه سرکوب هر حرکت حق طلبانه. آنان تصریح می کنند" از آنجا که این مادران خواسته‌هایی مدنی دارند، طبیعتاً نمی توانند و نمی‌خواهند با هیچ سازمان سیاسی در ارتباط باشند. بنابراین اتهام‌های وارده به مادران با روح حرکت مسالمت‌آمیز و مدنی مادران در تضاد است و به بند کشیدن و مورد اذیت و آزار قرار دادن خانواده‌ها، تعرض به حقوق اولیه تمامی انسان‌ها و نقض آشکار حقوق مدنی و شهروندی افراد است.

" ما امضا کنندگان این دادخواست از تمامی وجدانهای بیدار جهان تقاضاداریم تا دستگیری این دو مادر، ژیلا ترمسی( مهدویان) و اکرم زینالی (نقابی)، را محکوم کنند و اعلام می کنیم همراه با مادران دردمند و حق طلب ایران خواهان رعایت موازین حقوق بشر در ایران و هم چنین خواستار آزادی فوری و بی قید شرط این مادران باشیم. گروه های حامیان مادران پارک لاله(مادران عزادار ایران) در سراسر جهان به همراه امضا کنندگان زیر : supporters of " Mothers of Laleh park" ( "Mourning Mothers" of Iran) and The following signatories:
* Erforderlich



۱۳۸۹ آبان ۱۲, چهارشنبه

حمایت مادر فرزاد کمانگر از مادران در بند


دایه سلطنه، مادر فرزاد کمانگر: همدردی مادران را هم برنمی‌تابند

حدود یک ماه از بازداشت اکرم نقابی و ژیلا مهدویان مادران سعید زینالی و حسام ترمسی می‌گذرد. این دو زن که از مادران پارک لاله هستند هفدهم مهر ماه سال جاری همراه با دختران‌شان در منازل شخصی خود توسط ماموران امنیتی با اتهام واهی ارتباط با اشخاص و سازمان‌های سیاسی بازداشت شدند. هر چند دو دختر جوان ایشان پس از 13 روز با قرار کفالت آزاد گردیدند اما این دو مادر همچنان در بازداشت به سر می‌برند.
سعید زینالی در جریان وقایع تیر ماه 78 توسط ماموران امنیتی ربوده شد و هنوز هیچ اطلاعی از سرنوشت او در دست نیست. حسام ترمسی نیز از جمله زندانیان پس از وقایع انتخابات سال گذشته است که پس از تحمل حبس یک ساله‌ی خود اکنون در بستر بیماری قرار دارد.
سلطنت رضایی، مادر فرزاد کمانگر، معلم کُرد که اردیبهشت ماه امسال اعدام شد در گفت‌وگویی کوتاه با سایت مادران پارک لاله (مادران عزادار) ضمن پشتیبانی از مادران بازداشت شده خواستار آزادی آنان و پایان دادن به اعمال فشارها بر خانواده زندانیان و جان باختگان سیاسی شد.
دایه سلطنه گفت: فرزندان‌مان را که از ما گرفتند، یا به زندان انداختند و یا اعدام کردند. حالا حتی همدلی و همدردی مادران را هم برنمی‌تابند. به چه حقی ما اجازه نداریم به دیدار هم برویم و با هم باشیم و یکدیگر را تسلی دهیم. درد را برای‌مان به وجود آوردند و حالا می‌خواهند جلو همدردی و همدلی ما را هم بگیرند.
وی در ادامه افزود: بارها گفته‌ام ما مادران سرافرازیم و نه عزادار. ما به داشتن چنین فرزندانی افتخار می‌کنیم. بچه‌های ما بهترین فرزندان این سرزمین هستند که برای آزادی مردم‌شان بهترین سال‌های عمرشان را در زندان گذراندند و کسانی هم مثل پسر من تا پای جان‌شان ایستادند.

مادر فرزاد کمانگر در پایان با اشاره به دیداری که چندی پیش با مادران پارک لاله داشته است گفت: در دیدارها و جلسات ما خبری از بحث‌های سیاسی نیست که حالا این مادران را متهم به ارتباطات سیاسی کرده‌اند. ما به دیدن هم می‌رویم، دور هم جمع می‌شویم تا یکدیگر را تسکین دهیم و از غم خود کم کنیم.
ما نمی‌خواهیم تجربه‌ی تلخی که ما داشتیم و رنجی که کشیدیم برای هیچ مادر دیگری تکرار شود. حق این نیست مادری که پس از ده سال هنوز از سرنوشت پسرش بی‌اطلاع است و مادری که پسرش بعد از آزادی هنوز در بستر بیماری است را این طور دوباره آزار بدهند و چنین اتهاماتی به آنها بزنند..

۱۳۸۹ آبان ۲, یکشنبه

گردهمایی این هفته حامیان مادران پارک لاله/فرانکفورت23.10.2010









گردهمایی این هفته شنبه 23.10.2010 با همراهی دو نفر از زنان حزب سوسیال دمکراتهای فرانکفورت بود(حزب اس.پ.د.). خانم باربارا واگنر و خانم فیگن براند بعد از جلسه ای که با آنها در روز 21.اکتبر داشتیم خبر شدند که دو نفر از مادران پارک لاله و دخترانشان دستگیر شده اند واین باعث تاسف آنها شد و برای حمایت از آنها و بقیه زندانیان سیاسی وعقیدتی در این گردهمایی شرکت کردند وبه ما قول همکاری و حمایت بیشتر را هم دادند. آنها با اخباری که از ما شنیده بودند حتی در اطلاع رسانی به مردم رهگذر و بحث و صحبتهایی که با مردم می شد شرکت فعال داشتند. ما از همراهی و حمایت آنها بسیار خوشحال و ممنون هستیم. در این هفته خبر آزادی مریم نجفی و الناز زینالی دختران خانم مهدویان و نقابی را اطلاع رسانی کردیم و اینکه از دو مادر دستگیر شده هنوز هیچ خبری نیست واز نگرانی خودمان ، خانواده و دوستان آنها از این بابت صحبت کردیم. همینطور ازنگرانی در مورد خانم نسرین ستوده و اینکه ایشان در بیست و نهمین روز اعتصاب غذای خود هستند و هیچ ارتباطی با خانواده و وکیل خود ندارند اطلاع رسانی کردیم .ما حامیان مادران پارک لاله/فرانکفورت خواهان آزادی فوری وبی قید وشرط دو مادر دستگیر شده هستیم و همینطور آزادی فوری خانم نسرین ستوده و بقیهُ زندانیان سیاسی و عقیدتی . به امید آزادی ایران از ظلم وستم

حامیان مادران پارک لاله/فرانکفورت

فراخوان برای ثبت مبارزات خانواده های جان باختگان و ...



فراخوان برای ثبت مبارزات خانواده های جان باختگان، زندانیان، مفقود شدگان ، و سایر آسیب دیده گان سیاسی- عقیدتی؛ برای به رسمیت شناختن حقوق اولیه شهروندی خود و حق دانستن حقیقت در مورد علت و چگونگی و شناخت عوامل جنایات و حق خواستن پاسخ
ما برآنیم که بخشی از مبارزات مادران و خانواده های زندانیان، مفقود شدگان، جان بدر بردگان، تبعیدی ها و جان باختگان سیاسی- عقیدتی را برای به رسمیت شناختن حقوق شهروندی خود به عنوان قربانیان جنایت و آسیب دیده گان سیاسی- عقیدتی نشان دهیم.
ما برآنیم که پیگیری و پایداری خانواده ها را برای دانستن حقیقت در مورد علت و چگونگی و شناخت عوامل جنایات به ثبت برسانیم. همچنین آسیب های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی وارده بر این خانواده ها را در طول سی و یک سال گذشته و حتی قبل تر یعنی از سال های پایانی حکومت پادشاهی یعنی زمانی که خانواده ها برای بیان درد مشترک خود در کنار هم قرار گرفتند و صدای اعتراض خود را در جلوی زندان ها ،در جلوی دادگستری، در رفتن به خاوران و سایر گورستانها، در برگزاری مراسم یادبود، در محل کار ،در دانشگاه، در رسانه ها و ... بلند کردند را گردآوری و در یک کتاب به چاپ برسانیم.
بدین منظور از تمامی مردم آزاده ی ایران، مادران و خانواده های آسیب دیده، مادران خاوران و همچنین مادران داغدار و عزادار و حامیان آنها در سراسر دنیا می خواهیم که در این امر مهم ما را همراهی نمایند تا بتوانیم سهم کوچکی در نشان دادن پایداری خانواده ها داشته باشیم. ما اعتقاد عمیق داریم که پیگیری و پایداری و صدای اعتراض مادران و خانواده ها، نقش بسیار مهمی در آشکار شدن حقیقت داشته و دارد و همچنین در امر دادخواهی تأثیر شگرفی خواهد گذاشت.
ما امیدواریم که بتوانیم بخش کوچکی از درد و رنج خانواده های جان باختگان و قربانیان سیاسی در طول سال های گذشته و بخصوص جریانات اخیر را به روی کاغذ بیاوریم، درد و رنجی که مادران و خانواده ها در طی این مدت تحمل کرده اند تا نگذارند خون های ریخته شده به هدر رود و به فراموشی سپرده شود. همچنین می خواهیم نشان دهیم که چقدر صدای اعتراض و دادخواهی آنها به اشکال مختلف برای به رسمیت شناختن حقوق شهروندی قربانیان سیاسی و حق دانستن حقیقت و خواست پاسخگویی از اهمیت والایی برخوردار بوده و تا چه میزان در جلوگیری از تکرار تاریخ تأثیرگذار بوده و خواهد بود.
لطفن مطالب خود اعم از : خاطرات تلخ و شیرین ، مقاله ، گزارش ، شعر و داستان را به آدرس ایمیل مادران عزادار بفرستید.madaraneazadar@gmail.com

مادران عزادار- اول اردیبهشت 1388

۱۳۸۹ مهر ۳۰, جمعه

آزادی دو نفر از بستگان مادران پارک لاله


شب گذشته پس از 12 روز مریم نجفی دختر ژیلا مهدویان ( ترمسی )و الناز زینالی دختر اکرم نقابی از مادرانی که در یورش ماموران امنیتی به منازل شان بازداشت شده بودند به قید کفالت آزاد شدند. ماموران در حالی این دو نفر را آزاد کرده اند که مادران شان هنوز در بازداشت به سر می برند.

ماموران امنیتی 17 مهرماه با یورش به منازل ژیلا مهدویان و اکرم نقابی از اعضای مادران پارک لاله (مادران عزادار) ضمن تفتیش منازل و دستگیری این دونفر دختران‌شان مریم نجفی و الناز زینالی را نیز بازداشت کردند. خبرگزاری‌های رژیم ایران علت این دستگیری‌ها را ارتباط با سازمان‌های سیاسی از جمله "سازمان مجاهدین خلق "عنوان نموده اند.
خبر‌آنلاین یکی از خبرگزاری‌های حکومتی ایران در شرح این دستگیری می‌نویسد:"4 نفر از اعضای گروهی که به سرکردگی رهنورد [زهرا رهنورد] نام مادران عزادار برخود نهاده‌اند، طی روزهای گذشته به علت ارتباط داشتن با اعضای گروهک تروریستی منافقین هنگام سفر به آلمان جهت تماس با این گروهک دستگیر شدند. طبق اعترافات اولیه این افراد قصد داشتند در آلمان با رابط مهم منافقین [سازمان مجاهدین خلق] ملاقات و دستورات لازم جهت ادامه فعالیت خود را دریافت کنند."
مادران پارک لاله (مادران عزادار) در واکنشی سریع ضمن اعلام محکومیت این دستگیری‌ها، اقدامات این نوع رسانه‌ها را شایعه پراکنی و توطئه برای پرونده‌سازی و سرکوب دانسته‌اند و در بیانیه‌ای که به همین مناسبت انتشار داده‌اند ، آمده است :"پس از بازداشت این عزیزان و تهدید و فشار بر خانواده‌های آنان مبنی بر مسکوت گذاشتن خبر، متاسفانه شاهد خبر‌های دروغ توسط سایت‌ها و روزنامه‌های دولتی مبنی بر ارتباط مادران عزادار با خانم"زهرا رهنورد" و "سازمان مجاهدین خلق" می‌باشیم.
این در حالی است که مادران پارک لاله(مادران عزادار) ضمن احترام به خانم زهرا رهنورد، تا کنون هیچ ارتباطی با ایشان نداشته اند و به صورت خودجوش و مردمی برای رفع هر گونه خشونت در جامعه، خواسته‌هایی داشته و دارند.

از دیگر سو، چون این مادران خواسته‌هایی مدنی دارند، طبیعتاً نمی توانند و نمی‌خواهند با هیچ سازمان سیاسی در ارتباط باشند. بنابراین اتهام‌های وارده به مادران با روح حرکت مسالمت‌آمیز و مدنی مادران در تضاد است و به بند کشیدن و مورد اذیت و آزار قرار دادن خانواده‌ها، تعرض به حقوق اولیه تمامی انسان‌ها و نقض آشکار حقوق مدنی و شهروندی افراد است. "

گفتنی ست ماموران امنیتی یک بار دیگر نیز در تاریخ 19 دی ماه سال گذشته با یورش به تجمع این گروه سی نفر را بازداشت کردند که پس از طی مراحل پلیسی ، امنیتی و قضایی ازاد شده اند.

۱۳۸۹ مهر ۲۸, چهارشنبه

نامهُ یکی از مادران پارک لاله از ایران


دلتنگ دیدن چهره همیشه آرام و مهربان اکرم و ژیلا هستم



شامگاه شنبه 17 مهر 1389 هم زمان 2 تن از دردمندترین مادران پارک لاله (مادران عزادار) همراه با دخترانشان، توسط نیروهای اطلاعاتی در منزلشان دستگیر و راهی اوین شدتد. اتفاقی که اگر چه در طول یکسال ونیم گذشته هر روز وهر لحظه در رابطه با منفتقدین و معترضین صورت می گیرد و بارها وبارها با صورت های مشابه در رابطه با مادران نیز شاهدش بودیم. اما آن چه تعجب آور است این است که این بار مادرانی دستگیر می شوند که خود شاکی هستند. خانم اکرم زینالی مادر سعید زینالی است که ماموران وزارت اطلاعات پسرش را 11 سال پیش در آستانه فارغ التحصیلی و آن گاه که مادر با غرور بالندگیش را انتظار می کشید، در مقابل دیدگان حیرت زده او و سایر اعضای خانواده ربوده و از آن زمان تا کنون با وجود مراجعات مکررشان به مراکز قضائی، اطلاعاتی و امنیتی هیچ رد و نشانی از او نمی یابند. دیگری خانم ژیلا ترمسی است که در جریان اعتراضات به تقلب وسیع در انتخابات، پسرش(حسام ترمسی) به مدت 11 ماه زندانی می شود و اندکی پس از آزادی در اثر هجوم چند نفر به او و جراحت با چاقوی آلوده دچار آن چنان مسمومیتی می شود که کلیه و کبد بطور کامل درگیر شده و تا کنون نیز از آن رهائی نیافت.
ما از اولین روزی که بدون اطلاع از باورهای هم، در کنار یکدیگر قرار گرفته و آرزو و خواسته یکسانی را دنبال کردیم که با وجود سادگی، باوری بسیار انسانی را شامل می شد و آن هم آزادی عقیده و آزادی بیان آن برای همه ایرانیان است (آزادی تمامی زندانیان عقیدتی و سیاسی) - همان خواسته ای که در قانون اساسی نیز آورده شده و حاکمیت مسئول به تحقق پیوستن آن می باشد ولی اکنون و پس از سی و یک سال زندان هایش لبریز از انسان هائی است که دگرگونه می اندیشند، آری ما از همان زمان تا کنون از هیچ یک از همراهان نپرسیده و نخواهیم پرسید چه می اندیشی و چرا می اندیشی؟ چرا که باور داریم تنوع آرا و اندیشه ها ضامن سلامت یک جامعه است و تنها خط قرمزی که به آن پای بند می باشیم دوری از خشونت و تبعیض است، باوری که در خواسته های دیگرمان تحقق می یابد (لغو مجازات اعدام و محاکمه عادلانه و علنی حتی برای آمران و عاملان جنایات 31 ساله). از این رو هر یک از دوستانمان تا زمانی که همراه با بقیه برای رسیدن به این خواسته ها و برای جلوگیری از باز تولید خشونت به شکلی کاملا قانونی و با بهره گیری از روش های مدنی به رغم تمام مشکلات تلاش می کنند، حمایت تک تک مادران پارک لاله را با خود خواهند داشت.
اما آن چه در این میان نفرت انگیز ودر عین حال مضحک می باشد تلاش ماموران است تا این 4 تن را در ارتباط با گروه مجاهدین خلق معرفی کنند و این در حالی است که دختران دوستانمان هیچ فعالیت سیاسی یا مدنی نداشته و من دختر ژیلا را فقط در بیمارستان و هنگام مراقبت از برادرش و دختر اکرم را نیز یک بار در منزلشان دیدم و علاوه بر آن هر چه قدر رفتار اکرم و ژیلا را زیر و رو می کنم تا نشانه ای از خشونت در آن بیابم کمتر موفق می شوم. تنها خاطراتی که از آن ها دارم زمانی است که دور آبنمای پارک لاله در سکوت ویا شمع به دست راه می رفتیم و ماموران اطلاعات و امنیتی با باتوم یا فحاشی سعی در پراکنده کردن ما داشتند و آن ها در مقابل خشونت و فحاشی ماموران دائما پسرم، پسرم خطابشان می کرده و در صحنه ای دیگر آن ها را در شبی که قرار بود در سحرگاهش بهنود شجاعی را اعدام کنند خوب به یاد می آورم، آ ن جا که جمعی از مادران همراه با سایر زنان و مردان، خسته از خشونت، جلوی زندان اوین جمع شده بودیم تا حال که قانون نمی خواهد به خشونت پایان دهد اولیای دم را بیابیم و حتی به پایشان بیفتیم و از آن ها بخواهیم تا از تکرار دور باطل خشونت دست بردارند . در آن شب اکرم را به یاد می آورم که تا سحرگاه چگونه و با چه خلوصی دعا می کرد و چطور از صمیم قلب آرزو می کرد تا مگر اولیای دم جلوی هماهنگی و برنامه ریزی برای سلب یک زندکی آن هم از جوانی که همه زندگی را پیش رو دارد را بگیرند و به یاد می آورم تنها زمانی دست از درخواست و دعا برداشت که آقایان اولیائی فر و مصطفائی، وکلای بهنود از در زندان بیرون آمده و خبر اجرای حکم را در عین ناباوری به مردم حیرت زده دادند و پس از آن صدای فریاد اکرم که برای این همه خشونت به آسمان برخاست را هیچگاه از یاد نمی برم.
ارتباط دادن این مادران با گروه های خشونت طلب، احمقانه ترین کار ممکن است و از حاکمان و تمامیت خواهان می پرسم: سالهاست تلاش می کنید تا هر منتقد و معترضی را اگر کرد باشد مرتبط با گروه های جدایی طلب، اگر بلوچ باشد وابسته به گروه های تروریستی وچنان چه از ملیت های دیگر باشد، عضو یا تحت نفوذ گروه های معاند و محارب که گاها اختراع خودتان می باشد اعلام نمایید. از این طرفند چه بدست آوردید؟ به غیرازآن که اقبال 98 درصدی مردم، به خاطر آن چه از شما درخیال داشتند، در ابتدای سال 58 را به 8 تا 10 درصد در ابتدای سال 88 رساندید. اگر این راه چاره ساز بود بعد از 31 سال هنوز مجبور نبودید از این روش نخ نما استفاده نمایید، پس دست از تلاش بیهوده بردارید که: عنقا را بلند است آشیانه.
یکی از مادران پارک لاله

۱۳۸۹ مهر ۲۵, یکشنبه