Solidaritätsgruppe mit den „Lalehpark Mütter im Iran" / Frankfurt Mahnwache: jeden Samstag 15 bis 16 Uhr an der Hauptwache-Frankfurt گردهمایی ما هر شنبه از 3 تا 4 بعد از ظهر در هاوپت واخه
۱۳۸۹ شهریور ۱۷, چهارشنبه
عیادت مادران پارک لاله از مادر فرزاد کمانگر
یم و آنجا استاندار کردستان هم حضور داشت. به او گفتم به اینجا می گویند خانه ی ملت. اینجا جای من است نه شما! همین آقا گفت اگر جنازهها را تحویلتان بدهیم کردستان یکپارچه آتش میشود. بروید بعدا قبرها را نشان تان می دهیم. من هم گفتم گلی پرورش دادم و آن را تقدیم کردستان کردم. افتخارش برای من و شرمش برای شما.
۱۳۸۹ شهریور ۸, دوشنبه
گویا نیوز
مادر ندا آقاسلطان: از سازمان های حقوق بشر و دادگاه های بين المللی می خواهم قاتل دخترم را پيدا کنند، کمپين بين المللی حقوق بشر
هاجر رستمی مادر مرحوم ندا آقاسلطان دختر ۲۷ هفت ساله ای که درجريان يکی از تجمعات پس از انتخابات رياست جمهوری سال گذشته به ضرب گلوله کشته شد درگفت وگو با کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران خواستار پيداکردن قاتل دخترش توسط مجامع بين المللی از جمله دادگاه لاهه و سازمان های حقوق بشری شد. به گفته خانم رستمی پيگيری های خانواده برای يافتن قاتل دخترش به نتيجه ای نرسيده است. او به کمپين گفت: « هيچ حرفی ندارم به دولت بزنم، تمام اين مدت سکوت کردم، فقط از دنيا می خواهم به داد من برسند و قاتل ندا را پيدا کنند. بچه ام را از دست دادم و زندگی ام دگرگون شده است هر بار از سر خاک ندا می آيم، احساس می کنم همين الان ندا رفته و به خاک سپرديمش.»
وی به کمپين گفت که مقامات پس از مرگ دخترش هيچ فشاری به خانواده توسط مسوولان وارد نکرده اند و رفتاری توام با احترام داشته اند با اين وجود از تلاش گسترده برای تحريف واقعيت مرگ دخترش گلايه کرد. از جمله اين تلاش ها وی به فيلم های پخش شده از صداوسيما، اظهارات برخی مقامات مسوول همچون امامان جمعه و به صورت خاص اظهارات عزت الله ضرغامی رييس صداوسيما اشاره کرد.
مادر ندا آقاسلطان در خصوص مستندسازی های صداوسيماو تلاش برای تحريف واقعيت از طريق نمايش فيلم درشبکه سراسری درمورد مرگ دخترش به کمپين گفت: « من فيلم را نديدم، فقط شنيدم.نمی خواهم که ببينم! نظری هم ندارم. تا به حال سه بار فيلم درست کردند، هر بار حرف قبلی خودشان را نقض کردند، ولی تا آن جايی که من مادر ندا هستم، می دانم،او برای تظاهرات بيرون رفته بود و به دست نيروهای خودشان کشته شده است، غير از اين چيز ديگری نمی تواند باشد.»
وی در خصوص اهدافی که چنين برنامه هايی دنبال می کنند گفت: « می خواهند بگويند مملکت آزادی داريم، هر کسی می تواند، ابراز عقيده کند و آزادی تمام و کمال در مملکت ايران وجود دارد؛ در صورتی که اصلا چنين چيزی وجود ندارد.» هاجر رستمی در پاسخ به اين پرسش کميپن که آيا مطالب مطرح شده در مستندهای توليد شده را باور دارد يا خير ، پاسخ داد:” هيچ کس اين دروغ ها را باور نکرده، نه مردم ايران نه مردم جهانو گفتند قاتل يک زن است، مگر ندا چه کار کرده بود که بايد زنی او را بکشد. من که می دانم، قاتل چه کسی است، ولی خوب، دولتی ها اين را قبول نمی کنند.»
هاجر رستمی تاکيد کرد که در مقابل ساختن اين فيلم ها سکوت کرده گفت: «وقتی در روز روشن ندا را زدند کشتند من شکايت کردم به هيچ جايی هم تا حالا نرسيدم بيايم در موردفيلم شکايت کنم؟ به کی شکايت کنم؟» او به کمپين گفت که در مقابل اين طرز برخورد، تنها به حمايت جهان دلگرم استک « گفتند فيلم خودکشی ندا را ما نساختيم. گفتم بالاخره صدا وسيمای شما آن را پخش کرده است، چه طور شما خبر نداشتيد؟ گفتند ما می خواهيم يک فيلم درست کنيم، بگوييم ندا را چه کسی کشته که در آن فيلم، قاتل را هم يک خانم معرفی کردند. وقتی به فيلم خودکشی ندا اعتراض کردم، گفتند اعتراضت را در روزنامه مطرح کن، من پاسخ دادم که روزنامه ای که دولت ان را درست ميکند، من دراين روزنامه چه بگويم؟»
مادر ندا آقا سلطان در ارتباط با استدلال مقامات دولت جمهوری اسلامی مبنی بر مبرا کردن خود از دخالت در اين حادثه گفت: «آن ها می گويند شما که می دانيد، دولت ندا را نکشته است، ندا مرگ اش مشکوک بوده، شايد چند نفر در اين درگيری کشته شدند؛ ولی ندا را ما نکشتيم. اين ها دسيسه است، برای بد جلوه دادن جمهوری اسلامی در دنيا، می خواستند با قتل ندا، ريشه جمهوری اسلامی را از بين ببرند، اما با ساختن اين فيلم ها آبروی خودشان را بيش تر بردند.»
خانم رستمی در خصوص فشار آوردن مأموران امنيتی برای ضبط مصاحبه تلويزيونی از خانواده آقا سلطان به کمپين گفت: «به من گفتند دولت، قاتل دختر شما نيست؛به همين خاطر در تلوزيون يا هر جايی که می خواهيد،بياييد صحبت کنيد. گفتم من قاتل ندا را می شناسم و به همين دليل در صدا وسيمای شما هيچ وقت نمی آيم. گفتند شما به عنوان پدر ومادرش در اين فيلم تقاطع حضور داشته باشيد، من پاسخ دادم صدا وسيمايی که رئيس اش آقای ضرغامی باشد که گفته است؛ ندا هنرپيشه بوده، فيلم بازی کرده که و چشم هايش را آن حالت در آورده، من در چنين صداو سيمايی نمی آيم.»
وی در ارتباط با حضور آقای پناهی ،استاد موسيقی، و هم چنين ستاره، دوست ندا، در مستند تقاطع گفت: «بعد از مراسم هفتم، يک سری وسايل ندا را از آقای پناهی گرفتم و پس از آن آقای پناهی را نديدم. يعنی نخواستم که ببينم؛ چون من پيش خودم فکر کردم کسی که به اطلاعات برود، همه کار می تواند انجام دهد، ولی اين حق را هم برايشان قائل هستم؛ هر کاری می خواهند، انجام دهند.»
هاجررستمی اضافه کرد: « چند روز پيش دوستی از آمريکا تماس گرفت و گفت ندا در خواب می گفت به مادر و پدرم بگوييد از قاتل من در ايران شکايت کنند و اگر نتوانستند به دادگاه لاهه شکايت کنند و من اين تماس شما را در پی خوابی که دوستم درباره ندا ديده می دانم .»
هاجر رستمی در پايان گفت وگويش با کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران گفت: «من می خواهم از طريق اين رسانه به آقای ضرغامی که گفته اند ندا هنرپيشه بوده و به همين دليل چشم هايش با چشم های باز از دنيا رفته است بگويم؛ آقای ضرغامی يک لحظه، يک لحظه، خودت را به جای من بگذار، يک لحظه، نمی گويم سال ها…. اين حرف آقای ضرغامی روی من اثربسيار بدی گذاشت و من گفتم خدايا خودت می دانی و خودت، ندا هنر پيشه نبوده، انسانی بوده مثل همه جوان های ديگر، برای آزادی اش به تظاهرات رفت چرا بايد بگويند ندا يک هنرپيشه بوده؟ چشم های ندا باز مانده و باز می ماند تا لحظه ای که به نتيجه برسد، به هدف اش برسد، …اگر چشم هايش بسته می ماند، شايد آن قدر تاثير گذار نبود، چشم های باز ندا شايد دنيا را تکان داده، ملت ايران را تکان داده، چون اصلا منکر اصل قتل ندا هستند.»
سابقه خبر:
ندا آقاسلطان متولد ۳ بهمن۱۳۶۱، يکی از ده ها تنی است که در جريان اعتراض به انتخابات رياست جمهوری ايران، روز شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ در محله اميرآباد، تقاطع خيابان شهيد صالحی و کوچه خسروی به ضرب گلوله، کشته شد و تاکنون هيچ کس مسووليت قتل وی را به عهده نگرفته است. طی ماه های پس از فوت وی، صدا و سيما و برخی مقامات جمهوری اسلامی در چندين نوبت، روايت های مختلفی از مرگ وی ارائه دادند.
پيش از اين شبکه انگليسی برون مرزی صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران ،”PRESS TV “، مستندی از جزييات قتل ندا پخش و ادعا کرد ندا آقا سلطان، خود بخشی از يک صحنه سازی قتل بوده و در آن صحنه با عوامل ساخت فيلم، همکاری می کرده است، ولی بعد از انتقال ندا به اتومبيلی برای بردن وی به بيمارستان ، عوامل تهيه کننده فيلم، ندا را به قتل می رسانند.
فردی که در آخرين لحظات زندگی خانم آقاسلطان بالای سر وی بوده و تنفس مصنوعی داده فردی به نام آرش حجازی است.وی متولد ۱۳۴۹ و مترجم آثار پائولوکوئيليو در ايران میباشد. وی، پزشک و نويسندهای که شاهد حادثه بود، عامل قتل را يکی از موتورسواران شبه نظامی بسيج میداند.
۱۳۸۹ شهریور ۷, یکشنبه
گردهمایی حامیان مادران پارک لاله/فرانکفورت28.08.2010
ما خواهان آزادی بی قید و شرط و هر چه سریعتر همهُ زندانیان سیاسی و عقیدتی هستیم
روز شنبه 28.08.2010 برای آزادی سکینه، شیوا و بقیه زندانیان سیاسی و عقیدتی اقدام و اطلاع رسانی کردیم. علیه اعدام، سنگسار و شکنجه امضا جمع کردیم. در مورد مردم به گروگان گرفته مان، در مورد شیوا نظر آهاری که به جرم دفاع از حقوق بشر در بند است. ا...ز سکینه گفتیم که هر روزش در فکر اعدام و سنگسار با زجر و نگرانی سپری میشود. از مادرانی که نگران فرزندانشان هستند و نمیدانند در آن مملکت به کدام مرجع مراجعه کنند که دادرسشان باشد و یا خبری از سلامت فرزندانشان بگیرند. از مادرانی گفتیم که نگران جان فرزندانشان حتی بعد از آزادی از زندان هستند. و این مسائل برای مردم رهگذر قابل درک و فهم نبود. یکی از رهگذران وقتی از مسائل ایران و ظلمی که بر مردمان میرود تعریف کردیم گفت بله در مملکت ما هم حدود 50 سال پیش آزادی بیان نبود و ظلمهای دگر هم ولی حالا خوشبختانه مردم ما آزادند. آیا ایران 50 سال از کشورهای دیگر عقب است؟ شاید هم بیشتر. چون رهگذر دیگری میگفت سنگسار در قرون وسطی اتفاق می افتاد !!! و برایش قابل درک نیست که هنوز دولتی وجود دارد که مجازات سنگسار را اجرا میکند .
به امید آزادی ایران و همهُ عزیزان در بند
حامیان مادران پارک لاله/فرانکفورت
۱۳۸۹ شهریور ۴, پنجشنبه
با خاوران یادها چه میکنید؟ /عفت ماهباز

سه سال است که از خانوادها و مادران خاوران ، که داغ و درد فرزند دارند حداقل خواسته های انسانی دریغ می شود.انان مصرانه خواهان:
خاوران پدر۱۳۸۹ مرداد ۳۱, یکشنبه
21.08.2010 گزارش این هفته حامیان مادران پارک لاله/فرانکفورت
این هفته مانند هر هفته اطلاع رسانی در مورد وقایع اخیر ایران بود. از جمله خطر سنگسار سکینه آشتیانی و در مورد خطری که شیوا نظر آهاری را تهدید میکند. ولیست امضاها را مانند همیشه در اختیار مردم گذاشته بودیم که این هفته با استقبال بیشتری روبرو شدیم وتعداد امضاهای جمع شده بی سابقه بود. به امید آزادی همه عزیزان دربند و با درود به مادران با شهامت و استوار پارک لاله
حامیان مادران پارک لاله/فرانکفورت
۱۳۸۹ مرداد ۲۹, جمعه
بیانیه مادران پارک لاله (مادران عزادار) تغییر نام، اعلام خواستهها و مواضع

ما، مادران عزادار پس از يكسال عزاداري همراه با دادخواهي مصمم تر از پيش حركت خود را تا رسيدن به خواسته هاي قانونيمان ادامه خواهيم داد و در ادامه اين راه از اين پس خود را مادران پارك لاله مي ناميم چرا كه اولين ميعادگاه اين خانواده بزرگ پارك لاله تهران بوده و اولين تجمع سكوت در تاريخ 6/4/88 در همين پارك برگزار گرديد.
