۱۳۸۹ مرداد ۲, شنبه

بیانیه از مادران عزادار ایران و حامیان آنان



برنامه زنان سیاه پوش جنوا با حضور خانم عبادی با شرکت حامیان مادران عزادار ایران
در سالن نمایندگان در قصر (پالاتزو) فراری جنوا



یک مادر از مادران میدان دمایو لیتا بویتانو مادر دو پسرش مفقود شده در زمان کلنل ها که ایتالیایی تبار و لیدر تاریخی جنبش میدان د مایو و رییس انجمن مادران د مایو می باشد ,سخنرانی داشتند. در این مراسم بیانیه مادران عزادار ایران و حامیان آنان قرائت شد که متن آن به شرح زیر می باشد

مدت زمانی کوتاه بعد از انقلاب 57، درتیر ماه 1360، صدها دختر و پسر جوان به اتهام داشتن اعلامیه و نشریه یا هواداری از سازمانهای سیاسی به دست جمهوری اسلامی اعدام شدند. چند سال بعد در تابستان 67 ، رژیم علاوه بر شکنجه و تجاوز زندانیان، دست به "پاکسازی" در زندانها زده هزاران تن از دستگیر شدگان و زندانیان سیاسی را حتی در شرایطی که بعضاً دوران محکومیت شان رو به اتمام بود ،به طور گروهی اعدام و پیکر های آنان را مخفیانه در گور های جمعی به خاک سپرد. خاوران تهران تنها یکی از نقاط، از دهها گورهایی جمعی است که در گوشه و کنار ایران ، بهترین فرزندان ایران را در خود کاشته است ؛ خاکی که امروز از دل آن هزاران جوان آزادی خواه دیگر روییده است مادران، خواهران، همسران و فرزندان اعدامیان علی رغم همه فشار ها و سرکوبها در تمامی این سالها هر هفته به خاکهای خاوران سر زده تا مانند خاری در چشم دشمن باشند . اگر چه بسیاری از آن مادران چشم بر جهان بستند بی آنکه شاهد محاکمه ی آمرین و عاملین این جنایتها باشند، پیگیری و پایداری مادران و خانواده ها در حفظ خاوران به عنوان سندی از جنایات جمهوری اسلامی نقطه ی عطف جنبش دادخواهی مادران تا به امروز است. پس از انتخابات 1388 وتقلب انتخاباتی که منجر به تظاهرات میلیونی مردم ایران شد ، مادران ایران بار دیگرشاهد شکنجه، تجاوز و اعدام فرزندانشان شدند و باوجود دردی جانکاه که در سینه داشتند، با عزمی راسخ ، وحدت خود را حفظ کرده وبه عنوان یکی از نخستین پرچمداران راه آزادی، در تاریخ اخیر مبارزات ایران به ثبت رسیدند. به این ترتیب گروه مادران عزادار در تیر ماه سال گذشته فعالیت خود را با حضورهمیشگی و هفتگی در پارک لاله تهران آغاز کرد. سکوت آنان، اندک اندک در گوش رژیم به فریادی دهشتناک تبدیل شد تا جاییکه حکومت حتی از پاره کردن عکس فرزندان آنان که تنها سلاح آنان بود، دریغ نکرد وبه هر روشی متوسل شد تا از دیدار آنان جلوگیری کرده و راه بر فعالیتهای شان ببندد. امروز شاهد آنیم که تلاشهای رژیم برای خفه کردن صدای مادران نه تنها به شکست انجامید بلکه مردم از سراسر ایران و دیگر نقاط جهان به حمایت از مادران داغدار به پا می خیزند و صدای داد خواهی شان هر روز رساتر به گوش می رسد. فعالیت های شبانه روزی مادران عزادار ایران در جهت دفاع از حقوق بشر ، در شرایط خفقانی که بر جامعه حاکم است و تلاش حامیان آنان درتمام نقاط دنیا در جهت افشاگری آنچه بر آنان و فرزندانشان تا کنون گذشته است، چنان گسترده و منسجم بوده که توانسته است توجه جهان را به جنبش آزادیخواهانه و برابری طلبانه ی ایران جلب کند. آنان اکنون علیرغم ارعاب و دستگیریهای مکرر از طرف رژیم با ایفای نقش مادرانه ی خود برای تمامی ملت ، جمهوری اسلامی را مسئول جنایات 31 سال گذشته دانسته وآنان را موظف به پاسخگویی کرده است امروز ما به همت شهردار شهر جنوا خانم مارتا وینچنسی همراه با مادران میدان مایای آرژانتین و زنان سیاه پوش ایتالیا اینجا جمع شده ایم تا با پرده برداری از مجسمه "زن ایرانی" مبارزات زنان و مادران ایران را گرامی بداریم. باشد که این امر مرهمی بر زخم های قلب آنان و پاداشی به فعالیتهای داد خواهانه شان باشد. اینک بار دیگردستهای زنان صلح طلب و آزادیخواه جهان ،مانند زنان سیاهپوش ایتالیا و مادران میدان مایا را به گرمی می فشاریم که در طول یکسال گذشته همواره "مادران عزادار"ایران را از حمایت های بیدریغ خود بهره مند کرده اند. در انتها از همه ی مردم جهان و تمامی نهادهای مدنی و جوامع بین المللی می خواهیم پشتیبانی خویش را از خواسته های مادران ایران اعلام کرده ، تلاش نمایند تا به هر طریق ممکن حکومت جمهوری اسلامی را ملزم به رعایت حقوق بشردر آن مملکت نمایند: 1ـ آزادی فوری و بی قیدو شرط کلیه ی زندانیان سیاسی 2 ـ معرفی عاملین وآمرین دستگیری ، شکنجه و اعدامها و محاکمه ی علنی آنان در دادگاه های مردمی 3 ـ ممنوعیت شکنجه و اعدام این فریاد مادران ایران و حامیان آنها ست برای دادخواهی و علیه فراموشی
جمعی از مادران عزادار ایران و گروههای حامی آنان در خارج از کشور


- همبستگی با مادران عزادار ایران / فرانکفورت/المان

- حامیان مادران عزادار ایران/ لس آنجلس/ آمریکا

- مادران صلح دورتموند/ حامیان مادران عزادار ایران/ آلمان

- مادران ایرانی /هامبورگ/ آلمان
- گروه همبستگی مادران / کلن/آلمان

- حامیان مادران داغدار ایران/ لندن

- حامیان مادران عزادار/اسلو/ نروژ

- گروه همبستگی با مادران عزادار ایران / وین/ آتریش
- همبستگی با مادران عزادار ایران / ایتالیا
- حامیان مادران/ساکرامنتو/ آمریکا
- همبتسگی با مادران عزادار ایران/بن/آلمان

- همبستگی با مادران عزادار ایران /فلورنس/ایتالیا

22 جولای جنوا- ایتالیا


گزارش کوتاهی از شرکت حامیان مادران عزادار ایران در هفته حقوق
و
افتتاح میدانی به اسم زنان تهران و مجسمه زنان ایران در شهر جنوا / ایتالیا

پنجشنبه ۲۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

گزارش مشترک حامیان مادران عزادار ایران / دورتموند، فرانکفورت و لس آنجلس

از 15 تا 22 جولای سومین سال هفته حقوق در این شهر برگزار گردید که دو روز از آن به ایران و جنبش زنان و مادران عزادار ایران و جان باختگان راه آزادی اختصاص یافت .
حامیان مادران عزادار ایران از شهر ها و کشور های مختلف از جمله: فرانکفورت، دورتموند، اسلو، ایتالیا و لس آنجلس در این مراسم شرکت کرده با حضور فعال خود اکسیون های مختلفی را برگزار کردند.
این برنامه توسط مطبوعات ایرانی و خارجی نیز پوشش خبری وسیعی گرفت.
شرح برگزاری برنامه :
21 جولای 11.00
صبح در محله فیومارا
افتتاح فلکه زنان تهران بوسیله شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل 2003 و مارتا وینچنسی شهردار جنوا
17.00 در قصر تورسی
مراسم شهر وندی افتخاری خانم شیرین عبادی و پویا عزیزی از دانشجوبان جنبش
18.30
حقوق زن در دنیا
کنفرانس خانم شیرین عبادی
19.30
مصاحبه با خانم عبادی بوسیله ایلاریا کاوو , جنیفر کلارک و باربارا اسکیاوولی
20.30
نشست دانشجویان سبز ایرانی و دانشجویان جنوا هماهنگ کننده مارگریتا روبینو
20.30
فیلم هانا مخملباف
روزهای سبز
22.30
موسیقی ایرانی با شرکت گروه ایرانی اوینار

روز 22 جولای
ساعت 15
برنامه زنان سیاه پوش جنوا
با حصور خانم عبادی
با شرکت حامیان مادران عزادار ایران
در سالن نمایندگان
در قصر (پالاتزو) فراری جنوا

ساعت 20.30
یک مادر از مادران میدان دمایو لیتا بویتانو مادر دو پسرش مفقود شده
در زمان کلنل ها که ایتالیایی تبار و لیدر تاریخی جنبش میدان د مایو و رییس انجمن مادران د مایو می باشد ,سخنرانی داشتند.
22 جولای جنوا- ایتالیا
افتتاح میدان زنان تهران



مراسم شهرندی افتخاریخانم عبادی و آقای پویا عزیزی
برنامه زنان سیاهپوش جنوا با حضور خانم عبادی
امضای پتیشن

اکسیون در میدان فیرراری


دیدار حامیان مادران عزادار ایران با خانم لیتا بویتانو
از مادران پلازا دمایو

۱۳۸۹ مرداد ۱, جمعه

گزارش کوتاهی از شرکت حامیان مادران عزادار ایران در هفته حقوق در شهر جنوا-ایتالیا


گزارش مشترک حامیان مادران عزادار ایران / دورتموند، فرانکفورت و لس آنجلس

از 15 تا 22 جولای سومین سال هفته حقوق در این شهر برگزار گردید که دو روز از آن به ایران و جنبش زنان و مادران عزادار ایران و جان باختگان راه آزادی اختصاص یافت .
حامیان مادران عزادار ایران از شهر ها و کشور های مختلف از جمله: فرانکفورت، دورتموند، اسلو، ایتالیا و لس آنجلس در این مراسم شرکت کرده با حضور فعال خود اکسیون های مختلفی را برگزار کردند.
این برنامه توسط مطبوعات ایرانی و خارجی نیز پوشش خبری وسیعی گرفت.
شرح برگزاری برنامه :
21 جولای 11.00
صبح در محله فیومارا
افتتاح فلکه زنان تهران بوسیله شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل 2003 و مارتا وینچنسی شهردار جنوا
17.00 در قصر تورسی
مراسم شهر وندی افتخاری خانم شیرین عبادی و پویا عزیزی از دانشجوبان جنبش
18.30
حقوق زن در دنیا
کنفرانس خانم شیرین عبادی
19.30
مصاحبه با خانم عبادی بوسیله ایلاریا کاوو , جنیفر کلارک و باربارا اسکیاوولی
20.30
نشست دانشجویان سبز ایرانی و دانشجویان جنوا هماهنگ کننده مارگریتا روبینو
20.30
فیلم هانا مخملباف
روزهای سبز
22.30
موسیقی ایرانی با شرکت گروه ایرانی اوینار

روز 22 جولای
ساعت 15
برنامه زنان سیاه پوش جنوا
با حصور خانم عبادی
با شرکت حامیان مادران عزادار ایران
در سالن نمایندگان
در قصر (پالاتزو) فراری جنوا

ساعت 20.30
یک مادر از مادران میدان دمایو لیتا بویتانو مادر دو پسرش مفقود شده در زمان کلنل ها که ایتالیایی تبار و لیدر تاریخی جنبش میدان د مایو و رییس انجمن مادران د مایو می باشد ,سخنرانی داشتند.



در این مراسم بیانیه مادران عزادار ایران و حامیان آنان قرائت شد که متن آن به شرح زیر می باشد
بیانیه مشترک جمعی از " مادران عزادار ایران" و حامیان آنان
در ایران وخارج ازکشور
در مراسم بزرگداشت جنبش زنان ایران و "مادران عزادار"
شهر جنوا/ایتالیا، 21 و 22 جولای 2010
مدت زمانی کوتاه بعد از انقلاب 57، درتیر ماه 1360، صدها دختر و پسر جوان به اتهام داشتن اعلامیه و نشریه یا هواداری از سازمانهای سیاسی به دست جمهوری اسلامی اعدام شدند. چند سال بعد در تابستان 67 ، رژیم علاوه بر شکنجه و تجاوز زندانیان، دست به "پاکسازی" در زندانها زده هزاران تن از دستگیر شدگان و زندانیان سیاسی را حتی در شرایطی که بعضاً دوران محکومیت شان رو به اتمام بود ،به طور گروهی اعدام و پیکر های آنان را مخفیانه در گور های جمعی به خاک سپرد. خاوران تهران تنها یکی از نقاط، از دهها گورهایی جمعی است که در گوشه و کنار ایران ، بهترین فرزندان ایران را در خود کاشته است ؛ خاکی که امروز از دل آن هزاران جوان آزادی خواه دیگر روییده است

مادران، خواهران، همسران و فرزندان اعدامیان علی رغم همه فشار ها و سرکوبها در تمامی این سالها هر هفته به خاکهای خاوران سر زده تا مانند خاری در چشم دشمن باشند . اگر چه بسیاری از آن مادران چشم بر جهان بستند بی آنکه شاهد محاکمه ی آمرین و عاملین این جنایتها باشند، پیگیری و پایداری مادران و خانواده ها در حفظ خاوران به عنوان سندی از جنایات جمهوری اسلامی نقطه ی عطف جنبش دادخواهی مادران تا به امروز است.

پس از انتخابات 1388 وتقلب انتخاباتی که منجر به تظاهرات میلیونی مردم ایران شد ، مادران ایران بار دیگرشاهد شکنجه، تجاوز و اعدام فرزندانشان شدند و باوجود دردی جانکاه که در سینه داشتند، با عزمی راسخ ، وحدت خود را حفظ کرده وبه عنوان یکی از نخستین پرچمداران راه آزادی، در تاریخ اخیر مبارزات ایران به ثبت رسیدند. به این ترتیب گروه مادران عزادار در تیر ماه سال گذشته فعالیت خود را با حضورهمیشگی و هفتگی در پارک لاله تهران آغاز کرد. سکوت آنان، اندک اندک در گوش رژیم به فریادی دهشتناک تبدیل شد تا جاییکه حکومت حتی از پاره کردن عکس فرزندان آنان که تنها سلاح آنان بود، دریغ نکرد وبه هر روشی متوسل شد تا از دیدار آنان جلوگیری کرده و راه بر فعالیتهای شان ببندد. امروز شاهد آنیم که تلاشهای رژیم برای خفه کردن صدای مادران نه تنها به شکست انجامید بلکه مردم از سراسر ایران و دیگر نقاط جهان به حمایت از مادران داغدار به پا می خیزند و صدای داد خواهی شان هر روز رساتر به گوش می رسد.
فعالیت های شبانه روزی مادران عزادار ایران در جهت دفاع از حقوق بشر ، در شرایط خفقانی که بر جامعه حاکم است و تلاش حامیان آنان درتمام نقاط دنیا در جهت افشاگری آنچه بر آنان و فرزندانشان تا کنون گذشته است، چنان گسترده و منسجم بوده که توانسته است توجه جهان را به جنبش آزادیخواهانه و برابری طلبانه ی ایران جلب کند. آنان اکنون علیرغم ارعاب و دستگیریهای مکرر از طرف رژیم با ایفای نقش مادرانه ی خود برای تمامی ملت ، جمهوری اسلامی را مسئول جنایات 31 سال گذشته دانسته وآنان را موظف به پاسخگویی کرده است

امروز ما به همت شهردار شهر جنوا خانم مارتا وینچنسی همراه با مادران میدان مایای آرژانتین و زنان سیاه پوش ایتالیا اینجا جمع شده ایم تا با پرده برداری از مجسمه "زن ایرانی" مبارزات زنان و مادران ایران را گرامی بداریم. باشد که این امر مرهمی بر زخم های قلب آنان و پاداشی به فعالیتهای داد خواهانه شان باشد.

اینک بار دیگردستهای زنان صلح طلب و آزادیخواه جهان ،مانند زنان سیاهپوش ایتالیا و مادران میدان مایا را به گرمی می فشاریم که در طول یکسال گذشته همواره "مادران عزادار"ایران را از حمایت
های بیدریغ خود بهره مند کرده اند.

در انتها از همه ی مردم جهان و تمامی نهادهای مدنی و جوامع بین المللی می خواهیم پشتیبانی خویش را از خواسته های مادران ایران اعلام کرده ، تلاش نمایند تا به هر طریق ممکن حکومت جمهوری اسلامی را ملزم به رعایت حقوق بشردر آن مملکت نمایند:

1ـ آزادی فوری و بی قیدو شرط کلیه ی زندانیان سیاسی
2 ـ معرفی عاملین وآمرین دستگیری ، شکنجه و اعدامها و محاکمه ی علنی آنان در دادگاه های مردمی
3 ـ ممنوعیت شکنجه و اعدام
این فریاد مادران ایران و حامیان آنها ست برای دادخواهی و علیه فراموشی
جمعی از مادران عزادار ایران و گروههای حامی آنان در خارج از کشور
- همبستگی با مادران عزادار ایران / فرانکفورت/المان
- حامیان مادران عزادار ایران/ لس آنجلس/ آمریکا
- مادران صلح دورتموند/ حامیان مادران عزادار ایران/ آلمان
- مادران ایرانی هامبورگ/ آلمان
- گروه همبستگی مادران / کلن/آلمان
- حامیان مادران داغدار ایران/ لندن
- حامیان مادران عزادار/اسلو/ نروژ
- گروه همبستگی با مادران عزادار ایران / وین/ آتریش
- همبستگی با مادران عزادار ایران / ایتالیا
- حامیان مادران/ساکرامنتو/ آمریکا
- همبتسگی با مادران عزادار ایران/بن/آلمان
- همبستگی با مادران عزادار ایران /فلورنس/ایتالیا


22 جولای جنوا- ایتالیا
افتتاح میدان زنان تهران
مراسم شهرندی افتخاریخانم عبادی و آقای پویا عزیزی
برنامه زنان سیاهپوش جنوا با حضور خانم عبادی
امضای پتیشن
اکسیون در میدان فیرراری
دیدار حامیان مادران عزادار ایران با خانم لیتا بویتانو
از مادران پلازا دمایو

۱۳۸۹ تیر ۲۸, دوشنبه

گردهمایی حامیان مادران عزادار این عفته در پاریس 17.07.2010

حضور پررنگ حامیان مادارن عزادار در بیست و یکمین کنفرانس سالانه بنیاد پژوهش های زنان ایران در پاریس در روز شنبه هفده ژوئیه باعث شد که گردهمایی این هفته حامیان مادان عزادار ایران به طور دسته جمعی و با حضور فعال زنان و مردان شرکت کننده در کنفرانس برگزار گردد. این برنامه با خواندن سرود ، نشان دادن عکسهای جانباختگان و زندانیان سیاسی ، مطرح کردن خواسته های مادارن و سخنرانی و جمع کردن امضا علیه اعدام و شکنجه و آزادی زندانیان سیاسی برگزار گردید.
ادامه گزارش و عکس های بیش تر را در ادامه مطلب بخوانید
در این گردهمایی حامیان مادران عزادار از کشورها و شهرهای مختلف از سراسر دنیا شرکت داشتند، از جمله : فرانکفورت ، کلن ، دورتموند، وین ، لندن ، لوس آنجلس ،منترال و ایتالیا. از این برنامه مطبوعات ایرانی و خارجی گزارشهایی تهیه کردند که به سراسر دنیا ارسال شد.
با افتخار به اولین تجمع سراسری حامیان مادارن عزادار ایران
و با امید به گسترش و همبستگی هر چه بیشتر همه نیروهای آزادیخواه و صلح طلب در سراسر دنیا

۱۳۸۹ تیر ۲۱, دوشنبه

خانواده یک شهید دیگر سکوت شکستند


;مسیح علی‌نژاد:مادر یکی دیگر از شهدا بعد از یک سال زبان باز کرد و از درهایی که کشید گفت و باز هم رد پای خبرگزاری فارس و کیهان در این رنج یک ساله نهفته است. عکس هایی از حمید حسین بیگ عراقی را خانواده اش برایم فرستاده اند که در لینک این مطلب می گذارم. او هم همانند کاوه سبزعلی پور و دیگران شهدای گمنام در ویکی پیدیا شناخته شده است و نه در محله خودش در جنوب شهر تهران...وقتی هم که فارس نوشت حمدی بسیجی بود همه پنداشتند همو بود که باتوم به دست بود، غافل از آنکه بسیجی نبود و این نام ظاهرا جز تنهایی برای خانواده اش ارمغانی نداشت.
بخوانید واگویه های مادرش را بعد از یک سال:

جرس- مسیح علی نژاد: مادر شهيد بسيجي «حميد حسين بيگ عراقي» با بيان اين كه موسوي وكروبي مقصران اصلي شهادت حميد هستند، افزود: از دولت انتظار داريم كه به پرونده شهداي بعد
از انتخابات رسيدگي كنند و سران فتنه را محاكمه كنند. متن بالا را خبرگزاری فارس به نقل از خانواده شهید حمید حسین بیگ عراقی بر روی خروجی خود قرار داده بود که پس از باز نشر این مصاحبه در روزنامه های کیهان و جوان به نظر می رسید حمید حسین بیگ عراقی یکی از همان کسانی بود که به گفته دولت عضو نیروهای بسیج بوده و در راهپیمایی های اعتراضی بعد از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران به شهادت رسیده است.


از آنجایی که انتشار اخبار همه کشته شدگان بحران انتخاباتی سال گذشته، فارغ از هر اندیشه و جریانی، به عنوان رسالت مهم و اساسی خبررسانان محسوب می شود، طی تماسی با خبرگزاری فارس درخواست شد تا شماره تلفن و اطلاعات مربوط به خانواده این شهید برای انجام یک مصاحبه و انتشار دغدغه های خانواده این بسیجی شهید در اختیارمان قرار گیرد.


خبرگزاری فارس از دادن شماره تماس خانواده شهید حسین بیگ عراقی خود داری کرد اما در نهایت پس از تلاش های فراوان جرس موفق به گفتگو با خانواده شهید حمید حسین بیگ عراقی شده است که آنها نیز در این گفتگوی تلفنی از رنجی که در این یک سال متحمل شده اند پرده برداشته اند و یاد آور شدند که فرزند آنها یک جوان بیست ساله بود که هیچ گرایش سیاسی نداشت.


متن گفتگو با فاطمه سرپریان مادر شهید حمید حسین بیگ عراقی پیش روی شماست و جرس همچنان در تلاش است تا با خبرنگار فارس که پیشتر به نقل از این مادر مصاحبه ای متفاوت را در اختیار آن خبرگزاری قرار داده بود گفتگویی انجام دهد:


خانم سرپریان، بیش از یک سال از کشته شدن فرزندتان می گذرد، آیا در این مدت از جانب مسوولان کسی به دیدار خانواده یک بسیجی شهید آمده است؟


ببینید خانم وقتی خبرگزاری فارس با ما مصاحبه کرد، من فردای همان روز با خانمی که مصاحبه را انجام داده بود تماس گرفتم و گفتم بچه من بسیجی نبود، یک جوان معمولی بود، چرا نوشتید بسیجی، به ایشان هم گفتم، به شما هم می گویم، دید من نسبت به بسیجی ها بد نیست اما وقتی پسر من بسیجی نبود چرا باید خلاف واقعیت را بگوییم.


به هر حال ببخشید من اصل را بر صحت خبر فارس گذاشته بودم و قصدم این بود که با خانواده یک بسیجی هم مصاحبه ای مشابه مصاحبه هایی که با خانواده سایر کشته شدگان انجام داده ایم انجام دهم و قصد رنجش شما را نداشتم...


باز هم تاکید می کنم دید ما نسبت به بسیج بد نیست اما به هر حال در این یک سال در کشور اتفاقاتی رخ داد و برخی از چهره های بسیجی برای مبارزه با مردم کارهایی انجام دادند که دید بخش هایی از جامعه نسبت به بسیج خوب نیست. من همین ها را به خانمی که از فارس با من مصاحبه کرده بود هم گفتم و فقط خواستم همین را هم برای شما توضیح بدم که حمید اصلا آدم سیاسی نبود.


و آیا ایشان خبرشان را بعد از تماس شما تصحیح کردند؟


نه متاسفانه، ایشان به من گفتند، بسیجی ها خیلی مظلوم واقع شدند و برای همین ایشان یک عنوان «بسیج» را به خاطر مظلومیت بسیج کنار اسم پسر من گذاشتند، من فقط به ایشان گفتم شما بالاخره رسانه دارید و می توانید برای مظلومیت بسیج مطلب بنویسید چرا باید از پسر من که خودش مظلومانه کشته شد برای این کار استفاده می شد.


خانم سرپریان پس سوالم را تغییر می دهم و می پرسم آیا در این یک سال از مسوولان و یا نامزدهای انتخاباتی کسی برای دلجویی یا پیگیری این واقعه سراغ شما آمد؟


همان روزهای اول از وزارت کشور آمدند منزل ما، از هلال احمر هم آمدند و به جز آنها دیگر هیچ کس سراغ ما نیامد و بعد از آن هم ما ماندیم و غصه های خودمان.


مردم چطور؟


ما در این یک سال خودمان بودیم و خودمان. همه دردها و رنج هایمان هم مال خودمان بود. تنها بودیم. شاید مردم فکر می کردند پسر من یکی از همان بسیجیانی بود که خرداد سال گذشته رفته بود خیابان تا با مردم مبارزه کند ولی پسر من هم یک جوان معمولی بود که هیچ کاری به سیاست نداشت و با شور و هیجان هم در انتخابات شرکت کرد و واقعا مظلومانه کشته شد.


به عنوان یک مادر شاید برایتان سخت باشد به روز واقعه برگردید. اما ممکن است توضیح دهید حمید چگونه کشته شد؟


پسرم باید به خانه مادرم می رفت که بیمار بود، اما شب سی خرداد نه آنجا رفته بود و نه به خانه ما برگشته بود. ما حتی فکرش را هم نمی کردیم که حمید در راهپیمایی کشته شده باشد. آن شب آنقدر نگران بودیم که به پلیس ۱۱۰ زنگ زدیم، به همه بیمارستان ها زنگ زدیم، فکر می کردیم شاید تصادف کرده باشد. تا خود صبح نخوابیدیم و به همه جا زنگ زدیم تا اینکه به ما گفتند شاید با جوان هایی که آن روز دستگیر شدند پسر شما هم دستگیر شده باشد. صبح فردا رفتیم تا گم شدن پسرم را گزارش کنیم ولی تا خود شب هیچ کس به ما زنگ نزد.


وقتی گفتند ممکن است دستگیر شده باشد به اوین یا بازداشتگاه های دیگر مراجعه نکردید؟


چرا اتفاقا رفتیم اوین. آنجا پر از خانواده هایی بود که دنبال بچه هایشان آمدند اما هیچ نشانی از حمید نبود، به ما گفتند بروید کهریزک، چون پزشکی قانونی هم همانجا بود. حتی عمه های حمید می گفتند برای چی می روید آنجا، من هم می گفتم می روم تا اطمینان حاصل کنم که بچه ام زنده است


تنها به پزشکی قانونی رفتید؟


نه به همراه همسرم رفتم. خودم با اینکه فکر می کردم پسرم زنده است اما باز طاقت نداشتم بروم پشت کامپیوتر بنشینم و عکس ها را نگاه کنم. همسرم پشت کامپیوتر نشسته بود که دیدم رنگ همسرم پرید، سرش را تکان می داد و حالش دگرگون شد، رفتم بالای سر همسرم گفتم چی شد...عکس های پسرم را دیدم که حالم خراب شد، دنیا را انگار روی سرم خراب کردند. من یک مادر هستم و شما خودتان فکر کنید چه به روز یک مادر می آید وقتی با هزار امید سراغ بچه اش می رود و عکس عزیزش را با آن حالت می بیند.

عکس های پزشکی قانونی وضعیت تیر خورده پسرتان را نشان می داد؟


تمام صورت پسرم پر از خون بود، دندان های جلوی حمید شکسته بود، یک طرف صورت حمید کبود بود. گلوله به سینه اش خورده بود و عکس ها تماما خونین بود، عکس ها داغونم کرد و من همان جا بعد از دیدن عکس ها در پزشکی قانونی از حال رفتم ...


اگر حمید در خیابان تیر خورد پس چرا دندان هایش شکسته بود؟ شما دقیقا می دانید حمید در کدام خیابان تیر خورد؟


نه یک سال گذشته ولی کسی به ما نگفت کجا تیر خورد. بعضی ها می گویند میدان آزادی ولی ما حتی شاهدان را هم ندیده ایم که بگویند حمید چگونه تیر خورد. در خود برگه پزشکی قانونی نوشته اند که پسرم از فاصله خیلی نزدیک تیر به او شلیک شده است. از فاصله ۱۵ متری.


اسم و مشخصات و عکس حمید را اگر در پزشکی قانونی داشتند پس چرا پیگیری ها و تماس های شما پیش از این بی جواب مانده بود؟


پسرم موتور داشت و اسم و مشخصات حمید هم توی سند همراهش بود ولی اصلا نمی دانیم چرا او را به عنوان ناشناس به پزشکی قانونی بردند.


برای تحویل پیکر پسرتان با مشکلی مواجه نشدید؟


نه، به ما گفتند از کسی شکایتی ندارید، یک سری می گفتند کار منافقین است ، یک عده هم می گفتند کار نیروهای خودشان است ما فقط از مسببین شکایت کردیم تا قاتل پسرمان را پیدا کنند. یک روز بعد هم جسد بچه ما را یردند سرد خانه بهشت زهرا و ما هم تحویل گرفتیم.


ببخشید که باز هم مجبورم به مصاحبه ای که به نقل از شما در کیهان منتشر شده است اشاره کنم که نوشته بودند شما از موسوی و کروبی شکایت کرده اید و خواستار محاکمه آنها شده اید، شکایت شما در چه مرحله ای قرار دارد؟


در روز سوم حمید بود که از وزارت کشور آمدند و با ما مصاحبه کردند، از خبرگزاری فارس هم با ما مصاحبه کردند که فکر می کنم همان ها را هم کیهان منتشر کرد. در آخر مصاحبه به ما گفتند شما از سران فتنه شکایت ندارید؟ من جواب دادم ما از مسببین شکایت داریم و اصلا اسمی را مطرح نکردم. الان بیش از یک سال می گذرد و شکایت ما در دایره جنایی است و هیچ نتیجه ای هم نداده است. جواب درستی نمی دهند.


پسر شما در انتخابات هم شرکت کرده بود؟


بله، پسرم با جان و دل رای داد ولی هشت روز بعد بچه من از بین رفت. من هنوز فکر می کنم مناظره های تلویزیونی شب های انتخابات و رو کردن برخی مسایل در تلویزیون اصلا کار درستی نبود فقط جوان های ما را به کشتن داد. برای من که بچه ام را از دست دادم، حالا فکر می کنم همه برای رسیدن به پست و مقام جوش زدند و بچه های مردم جانشان را از دست دادند. هر کسی باعث این خون ریزی شده باید جوابگو باشد ولی هیچ وقت به ما جواب نداند، خیلی سخت است که بچه آدم صحیح و سالم از خانه برود بیرون و بعد وقتی گم شد هیچ کس جواب ندهد. توقع داشتم حداقل به ما بگویند در فلان بیمارستان است.


یعنی فکر می کنید اگر حمید به بیمارستان می رسید زنده می ماند؟


نه چون وقتی همسرم بعدها با پزشک حمید صحبت کرد، گفته بود تیر به ریه پسرم اصابت کرده بود و تنها در صورتی که کمتراز یک دقیقه به اتاق عمل می رسید زنده می ماند، چون از فاصله خیلی نزدیک به پسرم شلیک کرده بودند ... در برگه پزشکی قانونی حتی سن پسرم را هم درست تشخیص داده بودند و نوشتند که تیر به ریه بچه ام خورد و از کتف او خارج شد.


اخیرا قاتلان کسانی که برخی از جوانان را در کهریزک کشته بودند شناسایی شده اند، شما چه حالی داشتید وقتی این خبر را شنیدید در حالی که قاتل فرزند شما و کسان دیگری که در خیابان کشته شده اند تا کنون شناسایی نشده اند؟



آنقدر در این یک سال سختی کشیده ام که وقتی فکر می کنم یک مادر و یک خانواده ای قاتل بچه شان را پیدا کرده اند دلم آرام می شود، آنها هم بچه های ما بودند، آنها هم بیگناه بودند. چرا باید بچه ها را اینجوری شکنجه کنند؟ حق بچه های ما آنی نبود که به همین راحتی از بین بروند. مظلوم ترین شهدای بعد از انقلاب بچه های ما بودند که در کشور خودشان بیگناه کشته شدند.


اگر حرف دیگر برای گفتن باقی مانده است...


من دو پسر داشتم که با خون جگر آنها را بزرگ کرده ام. حالا پسر پانزده ساله ام ناراحت است از کسی که برادرش را کشته است. پدر حمید هم رنج می کشد و من به عنوان یک مادر بزرگترین آرزویم این است که یک روز قاتل بچه ام پیدا شود. کسی که تیر به سینه پسر جوان من شلیک کرد اگر در این دنیا انتقام پس ندهد، فردا باید پاسخگو باشد من از خون بچه ام نمی گذرم. فقط سه ماه از تولد بیست سالگی پسرم گذشته بود، حق اش نبود مظلومانه کشته شود. به ما گفتند سه ماهه جواب شکایت هایتان را می دهیم، یک سال گذشت و هیچ خبری از قاتل پسرم نشد

۱۳۸۹ تیر ۲۰, یکشنبه

10.07.2010 پنجاهمین هفته همبستگی با مادران در فرانکفورت






در این هفته در دمای 44 درجه پنجاهمین هفته همبستگی با مادران عزادار در ایران را برگزار کردیم و در این گرمای بی سابقه به یاد عزیزانی هستیم که در زندان و سلولهای انفرادی با گرمای شاید بیشتر از اینجا باید سر کنند و سلامتی آنها بدین جهت در خطر است .به امید آزادی همه عزیزان در بند و به امید دلشاد شدن مادرانشان

۱۳۸۹ تیر ۱۵, سه‌شنبه

بیانیه مادران عزادار در محکومیت اعدام متهمان کهریزک

ما خواهان محاکمه علنی عوامل اصلی کشتار فرزندانمان هستیم


این روزها باز هم حکومت اسلامی برای سرپوش گذاشتن بر جنایات برنامه ریزی شده خود و همین‌طور به منظور آرام کردن خانواده های قربانیان فجایع اخیر، تلاش می کند تا با اجرای سناریوی ساختگی دیگری، دادخواهان را به سکوت وادارد.

سناریویی که قصد دارد تا چهره خشن وغیرانسانی رژیمی را که در تمام طول حکومت‌اش؛ اعدام، کشتار، شکنجه، زندان، نابرابری و نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر، از مهمترین ستون های دیکتاتوری اش بوده اند، پشت نقابی پنهان ساخته تا عوامل اصلی کشتار مردم را مصون بدارد و از فاش شدن بیش از پیش حقیقت جلوگیری کند.

همه جهان دیدند که سیل خروشان معترضان پس از انتخابات دهم، مردمی بودند که بدون هیچ پشتوانه ای و به اتکای با هم بودن‌شان برای گرفتن حقوق اولیه شهروندی‌شان به خیابان‌ها ریختند و بار دیگر حماسه‌ای آفریدند که یکی از بهترین نمونه‌های قیام‌های صدساله شان در راه آزادی و دموکراسی است.

پاسخ آنها چه بود؟

دست به سلاح های سرد و گرم‌شان بردند و فرزندان برومند این سرزمین را به خون غلتاندند. درهای زندانهای مخوف شان باز شد و خیل عظیم معترضان را در خود جای داد تا راه شکنجه و آزار و تجاوز و تهدید بر بازجویان و شکنجه گران همیشه آماده‌شان باز گردد.کهریزک شان نماد قصاوت و وحشی گری شان گردید و قلب‌های انسان دوستان جهان را لرزاند.

امروز نیز مثل همیشه برای مسکوت گذاشتن و بستن پرونده‌های جنایت‌شان و فریب اذهان‌عمومی، به دروغ می‌خواهند ژست‌های عدالت‌طلبانه بگیرند و با اعدام چندنفر از کسانی که نقش‌های اجرایی برای فرمانده‌هان‌شان بازی کرده‌اند، از روشن شدن ابعاد و وسعت جنایت‌های رفته بر مردم در بازداشتگاه مخوف کهریزک و ... جلوگیری کنند و عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی را قربانی پرده نشینانی کنند که بازی‌گردان اصلی معرکه بوده اند. بازی گردانانی همچون قاضی مرتضوی ها و امثال شان که خود از دستور دهندگان کشتار و شکنجه مردم در زندان ها بودند، ولی همچنان در حاشیه امن زندگی می کنند. اما همگان نیک می‌دانند که این نقشه‌ها از قبل برآب شده‌اند و مردم هشیارتر از آن هستند که بگذارند این جنایت‌ها در پرده ابهام بماند و عوامل اصلی آن معرفی نگردند.


ما مادران عزادار، هشدار می‌دهیم که راه ظلم و جور، آن هم برای فشار بر مردمی که طی صدسال اخیر حداقل دو انقلاب را از سر گذرانده‌اند راه ماندگاری نیست.


این بار نیز ضمن اذعان به حق حیات هر شخصی که حتا مرتکب جرمی شده باشد و ضمن اعلام مخالفت‌مان با هرگونه کشتار و اعدام، اعلام می‌کنیم که خواهان تشکیل "کمیته حقیقت‌یاب مردمی" در فضایی امن و آزاد و برگزاری دادگاه‌های علنی تحت نظارت مردم و فعالین حقوق‌بشر هستیم، تا ابعاد و زوایای نامعلوم این فاجعه و فجایع دیگری که منجر به کشته شدن فرزندان‌مان شده است بر همگان روشن گردد و آمران و عاملان آن مشخص شده و مجازات شوند و تا آن لحظه از دادخواهی دست برنخواهیم داشت و از پای نخواهیم نشست.‌


مادران عزادار

تیرماه ۸۹

۱۳۸۹ تیر ۱۴, دوشنبه

گردهمایی حامیان مادران در فرانکفورت 03/07.2010




در این هفته روز شنبه 03.07.2010 علیه اعدام زینب جلالیان برنامه ویژه ای تدارک دیده بودیم. که متاسفانه به دلیل باد شدید و جشن پیروزی تیم فوتبال آلمان در محل برگزاری برنامه هفتگیمان آنطور که میبایست برگزار نشد. با این حال ما امضاهای زیادی علیه اعدام زینب جمع کردیم که به بانکی مون و امنستی فرستاده میشود و تعداد زیادی از ر...هگذران با اینکه در شادی جشن فوتبال کشورشان بودند با ما همبستگی و همدری نشان دادند و به محض دیدن پلاکارتهایمان مپرسیدند که چگونه میتوانند کمک کنند. و علاوه بر امضا پتیشن ها شماره تلفن و ادرس ایمیل نهادهای مختلف که ما به همراه داشتیم را میگرفتند که اعتراضشان را به اعدام زینب اعلام کنند .که این ابراز همدردی و حمایت در یک چنین روزی که اکثر مردم در حال جشن و پایکوبی بودند باعث دلگرمی و خوشحالی ما شد. به امید آزادی زینب و تمام عزیزان در بند وبه امید اینکه هر چه زودتر ایران و ایرانی هم دلیلی برای جشن وپایکوبی داشته باشد .