۱۳۸۹ فروردین ۱۹, پنجشنبه

پسرم محمد داوری را آزاد کنید

یا مرا هم پیش پسرم ببرید

محمد داوری را از روزنامه همبستگی می شناسم. یک معلم ساده و صادق و صمیمی بود که وارد تحریریه شد برای کار در حوزه رسانه. بعدها هم در سحام نیوز سایت حزب اعتماد ملی همکاری می کرد. او هم همانند آریا آرام نژاد ناشناس نیست اما در مقایسه با زمان و نحوه بازداشت و اعتصاب غذا و فشارهای روحی که او در دوران بازداشت بدون مرخصی خود طی می کند تقربیا می شود مدعی شد که او هم گمنام مانده است. محمد داوری در سایت سحام نیوز همراه کروبی بود که او را به بهانه جمع آوری و تهیه مدارک مربوط به تجاوزات جنسی در کهریزک هفت ماه پیش دستگیر کردند و از آن تاریخ تا کنون زیر سخت ترین شکنجه ها و فشارها قرار دارد. طی این مدت هر سه ماه یکبار تنها به مادر پیر او که از شهرستان بجنورد به تهران می آید اجازه دیدار و ملاقات داده می شود و از هرگونه مرخصی و دیدار با همسر و دیگر اعضای خانواده خود محروم است. با اعمال این فشارها بر محمد داوری قصد دارند تا او را وادار کنند در یک مصاحبه خبری و جنجالی صحت ادعاهای مهدی کروبی در خصوص تجاوزات جنسی را زیر سوال ببرد. در حال حاضر شرایط جسمی و روحی محمد داوری بسیار وخیم است . پیش از این محمد داوری در بند عمومی بوده است اما به دلیل اعتراض به وضعیت بلاتکلیفی در گفت و گو با معاون وزیر اطلاعات که چندی پیش از بند ایشان دیدار داشته است بلافاصله و پس از خروج این مقام دولتی از بند عمومی به سلول انفرادی منتقل شده است. پس از آن بود که داوری برای دومین مرتبه اقدام به اعتصاب غذای کرد. در حال حاضر هیچ گونه اطلاعی از وضعیت داوری در دست نیست.مادرش می گوید: محمد کاری نکرده است ، جرمی ندارد، یا پسرم را آزاد کنید یا مرا هم پیش پسرم ببرید...من در تهران هم جایی را ندارم که بمانم.....
برداشت از سبز یعنی وطن شماره13

مادر کیانوش آسا: تا روز مجازات قاتل فرزندم ساکت نمی نشینم !

فرشته قاضی

مادر کیانوش آسا، دانشجوی دانشگاه علم و صنعت که در تجمع میلیونی 25 خرداد مورد اصابت گلوله قرار گرفت در مصاحبه با "روز" خواهان پاسخ گویی مسئولان و معرفی آمران و عاملان قتل فرزندش شد.

کیانوش آسا، نقاش، کاریکاتوریست، نوازنده و دانشجوی شیمی دانشگاه علم و صنعت تهران بود که روز 25 خرداد پس از اینکه مورد اصابت گلوله قرار گرفت مفقود شد و 9 روز بعد خانواده او، پیکر او را در سردخانه پزشکی قانونی شناسایی کردند.

خانواده کیانوش آسا که طی 9 ماهه گذشته بارها مورد تهدید قرار گرفته اند تاکید دارند که تا معرفی و مجازات قاتل فرزندشان از پای نخواهند نشست. فشارها بر این خانواده تا بدانجا پیش رفت که برادر او بازداشت شد و و دو ماه را در زندان گذراند.

انتشار تصویری از فاطمه فلاح، مادر کیانوش آسا که در یک دست عکس فرزند شهید و در دست دیگر عکس پسر در بندش را در دست داشت، واکنش های بسیاری به دنبال داشت. این مادر رنج دیده، همان زمان به "روز" گفته بود که: "مگر این‌ها خودشان بچه ندارند که با بچه‌هاى مردم این‌طور رفتار مى‌کنند. من مادر چه گناهى کرده ام که باید یک بچه‌ام در سینه‌ خاک باشد و این یکى کنج زندان".

اکنون کامران با قرار کفالت آزاد شده اما خانم فلاح هنوز شهادت کیانوش 25 ساله را باور ندارد. او با "روز" از تهدیدها، فشارها، شهادت کیانوش آسا و بازداشت و بازجویی های کامران آسا سخن گفته است.

خانم فلاح، شما در شکایتی خواهان معرفی قاتل فرزندتان شده بودید. این شکایت چه شد و پی گیری هایتان چه نتیجه ای داشته است؟

هیچ جوابی تاکنون به ما نداده اند. دو بار از دادسرای جنایی ما را احضار کردند. رفتیم و پرسیدند که خواسته شما چیست؟ گفتیم ما میخواهیم آمران و عاملان قتل پسرم معرفی و مجازات شود. از طرفی ما مطمئن هستیم که کیانوش، روز 25 خرداد تیر خورده اما 29 خرداد او را تحویل پزشکی قانونی داده اند و در گزارش پزشکی قانونی نوشته شده که "تحویل جسد توسط افراد ناشناس" ما میخواهیم روشن شود این 4 روز پسرم کجا بوده و در چه شرایطی قرار داشته و کی کشته شده است.

پرونده شکایت شما در داد سرای جنایی تهران است؟

در ابتدا بله در این دادسرا بود اما مدتی است که ارجاع داده اند به اداره آگاهی و می گویند چون پرونده قتل است آگاهی باید رسیدگی کند.

شما قبلا در نامه ای به رئیس قوه قضائیه خواستار روشن شدن چگونگی کشته شدن فرزندتان شده بودید. آیا از دفتر رئیس قوه قضائیه و یا از جانب ایشان پاسخی به نامه شما داده شد؟

ما این نامه را همزمان با رئیس قوه قضائیه به جاهای مختلفی فرستادیم از جمله کمیته رسیدگی به حوادث بعد از انتخابات که از سوی مجلس تشکیل شده بود، رئیس مجلس شورای اسلامی، نمایندگان کرمانشاه در مجلس، رئیس دانشگاه علم و صنعت و همچنین آقایان موسوی و کروبی، اما هیچ پاسخ و واکنشی از سوی رئیس قوه قضائیه که در اصل ایشان مورد خطاب ما بودند، ندیدیم و هیچ توجهی به درخواست ما نشد. از میان تمام این ارگان ها و افرادی که نامه را برایشان فرستادیم فقط دفتر آقای علی لاریجانی، به ما جواب داد که آن هم نوشته بود نامه را به دادستانی تهران ارجاع داده است.

آقای موسوی و آقای کروبی هم جوابی ندادند؟

ما با آنها دیدار داشتیم و تمام قضایا را توضیح دادیم اما مدارک مربوط به این مساله همراهمان نبود. آقای کروبی از ما خواستند نامه پزشکی قانونی و تمام مدارک موجود را برای کمیته ای که ایشان و آقای موسوی برای پی گیری آسیب دیدگان بعد از انتخابات تشکیل داده بودند و آقای دکتر بهشتی رئیس این کمیته بود بفرستیم. ما هم همه مدارک را فرستادیم اما دقیقا یک روز بعد از رسیدن مدارک ما، به این کمیته حمله کردند و تمام مدارک و اسناد کمیته را با خود بردند.

شما پیشتر اعلام کرده بودید که پسرتان بعد از اصابت گلوله، مفقود شده بود. گویا شاهدان عینی تیرخوردن کیانوش، در این زمینه توضیحاتی به شما داده بودند. ممکن است در این زمینه توضیح دهید؟

کیانوش به اتفاق دوستان خودش در تجمع 25 خرداد شرکت کرده اما بعد از شلوغی و ازدحام جمعیت از دوستانش جدا شده بود. وقتی تیر می خورد کسانی که شاهد بودند بعد از مدتی ما را پیدا کردند و گفتند که کیانوش را نمی شناختند و او بعد از اصابت گلوله، خودش را معرفی کرده است. یعنی وقتی کیانوش از پهلو تیر میخورد می افتد و مردم به کمک او می آیند و او را جابجا میکنند، او اسم خود را می گوید. این شاهدان می گفتند که کیانوش تا قبل از اینکه سوار آمبولانس شود و از محل دور شود فقط یک تیر در ناحیه پهلو خورده بود و وضعیتش چنان نبود که منجر به مرگ شود بلکه سرحال بود و با آنان حرف میزد اما از زمانی که او را به همراه چند نفر دیگر که آنها نیز تیر خورده بودند با آمبولانس از آنجا می برند دیگر هیچ کسی خبر ندارد چه اتفاقی افتاده است.

اما وقتی شما پیکر کیانوش را دیدید جای دو گلوله بر پیکر او وجود داشت؛ درست است؟

بله ما روز 3 تیر جسد کیانوش را از روی عکس هایی که نشانمان دادند شناسایی کردیم. چهره اش به شدت تغییر کرده بود و دهانش پر از خون بود و باور نمیکردیم کیانوش است تا اینکه نامه رویت جسد راگرفتیم و پیکر او را 4 تیر ماه دیدیم. در حالیکه شاهدان عینی گفته بودند فقط یک تیر به پهلوی کیانوش خورده بود که او را سوار آمبولانس برده اند اما در پیکر پسرم جای دو گلوله بود که گلوله دوم به پایین گردن او اصابت کرده بود. کالبد شکافی هم شده بود و تمام لباس هایش را برداشته بودند.

در گواهی پزشکی قانونی، چه علتی برای فوت کیانوش ذکر شده بود؟

در گواهی پزشکی قانونی علت مرگ را اصابت گلوله نوشته بودند اما همانطور که در نامه به رئیس قوه قضائیه هم نوشته بودیم تنها نوشته بودند اصابت گلوله و هیچ توضیحی نداده بودند که اسلحه از چه نوعی بوده و گلوله ها هر دو از یک جنس بوده یا اینکه کیانوش چه روزی در گذشته است. ما در این زمینه حتی به قاضی پرونده نیز اعتراض کردیم و توضیح خواستیم اما تنها جوابی که به ما دادند این بود که فقط در حد همان گواهی پزشکی قانونی اطلاع دارند و چیز دیگری نمیدانند.

خانم آسا، بعد از شهادت کیانوش، فرزند دیگر شما نیز بازداشت شد. آیا این بازداشت در راستای تحت فشار قرار دادن خانواده شما برای سکوت صورت گرفت یا علت دیگری داشت؟

کامران، برای پی گیری شکایت ما به طور مداوم در تهران رفت آمد داشت. از ما دعوت شده بود در مراسم 16 آذر در دانشگاه علم و صنعت که کیانوش دانشجوی آن بود به صورت نمادین شرکت کنیم. چون خیلی ها به مناسبت روز دانشجو، سر خاک پسرم می آمدند، من نتوانستم تهران بروم و کامران به نمایندگی از ما و با تاج گلی رفت که در مقابل در دانشگاه لباس شخصی ها سراغ او می روند و می گویند که از پلیس امنیت هستند و او نباید وارد دانشگاه شود، چون دانشجویان با حضور او تحریک می شوند. کامران هم موضوع را توضیح میدهد که تاج گل را به نمایندگی از ما قرار است در یکی از کلاس های درس کیانوش بگذارد. به او می گویند سوار ماشین آنها شود تا به اتفاق هم وارد دانشگاه شوند و تاج گل را بگذارد. کامران هم علیرغم میل باطنی اش می پذیرد اما تا سوار می شود او را بازداشت می کنند و به پلیس امینیت می برند و با توجه به نوع بازجویی ها و مسائلی که مطرح کرده اند هدفشان از بازداشت تحت فشار قرار دادن کامران و خانواده ما بوده است.

بازجویی های ایو به چه صورتی بوده و چه مسائلی مطرح شده بود؟

یک بچه مرا کشته بودند و از بچه دیگرم می پرسیدند که چرا کیانوش در تجمع شرکت کرده! یعنی به جای اینکه در خصوص کشته شدن کیانوش به ما پاسخ دهند، ساعت ها از کامران بازجویی میکردند که چرا کیانوش در تجمع 25 خرداد شرکت کرده است. به کامران گفته بودند که قاتل کیانوش را در دوستان نزدیک او پیدا کنید و به این شکل دنبال قضیه نروید و.... از طرف دیگر درباره مواضع و عملکردهای آقای میرحسین موسوی، آقای کروبی، آقای خاتمی و فرزندان آقای هاشمی، ساعت ها از کامران بازجویی کرده بودند و کامران هم تنها پاسخ داده بود که وکیل مدافع یا سخنگوی آنها نیست.

اتهام کامران چه بود؟ یعنی چه اتهامی به او تفهیم شده است؟

اخلال در نظم و امنیت عمومی اتهامی است که به کامران نسبت دادند اما هیچ وقت هم به او تفهیم نکردند. کامران روز دوشنبه بازداشت و در پلیس امنیت، 5 ساعت بازجویی شده بود در حالیکه فیلمبرداری میکردند؛ سپس او را به بازداشتگاهی در حوالی میدان انقلاب منتقل کرده بودندکه بیش از 300 نفر از بازداشت شدگان روز عاشورا نیز در آن بازداشتگاه بودند. دو روز بعد دادیار شعبه 28 دادگاه انقلاب به این بازداشتگاه رفته و بازداشت شدگان را ظرف یک تا سه دقیقه محاکمه کرده است. برخی را با کفالت و برخی را با وثیقه آزاد کرده و تعدادی را نیز که کامران جزو آنها بود به زندان اوین منتقل کرده است.همان جا به کامران گفته که اتهامت اخلال در نظم و امنیت عمومی است. بعد از دو ماه هم که با قرار کفالت کامران را در 14 بهمن آزاد کردند.

گویا پسر دیگر شما نیز بازداشت شده بود. جریان چه بود؟

بله روز پنج شنبه آخر سال، سر خاک کیانوش، پسر بزرگم را بازداشت کردند و ما به اتفاق همه اعضای خانواده مقابل اداره اطلاعات تجمع کردیم. گفتند بروید او را آزاد می کنیم؛ اما گفتیم تا او را آزاد نکنید هیچ جا نمی رویم. بعد گفتند در صورتی او را آزاد می کنیم که موضوع بازداشت او را اعلام نکنید و به هیچ عنوان مساله را خبری نکنید و آزاد کردند.

غیر از این موارد، خانواده شما مورد تهدیدات دیگری نیز قرار گرفته است؟

ما تحت نظر هستیم و همه رفت و آمد ها و تلفن های ما را کنترل میکنند.در تمام این مدت حتی یکبار نتوانستیم با خیال راحت سر خاک کیانوش، بچه ام برویم. همیشه سر خاک پر است از ماموران امنیتی و روزهایی که مناسبات خاصی است حتی 6 تا 7 ماشین را پر از مامور زن و مرد، مستقر می کنند اما روزهای عادی ماموران امنیتی به صورت لباس شخصی حضور دارند حتی با ما به بهانه قرائت فاتحه برای کیانوش سر خاک او می نشینند.

گویا به منزل شما نیز مراجعه کرده و تذکراتی نیز به شما داده اند. درست است؟

بله در هر مناسبتی برای کیانوش مثلا هفتم، چهلم و.... بارها تذکر داده اند که سکوت کنید و نگذارید شلوغ شود و شعاری سر داده شود و در سکوت برگزار کنید. بیشتر تلاش کرده اند اوضاع در کنترلشان باشد.

با همه این فشارها و تهدیدها، شما همچنان پی گیر پرونده کیانوش و معرفی قاتلان او هستید؟

هیچ یک از فشارها و تهدید ها باعث نمی شود من از خون بچه بیگناه ام بگذرم. کیانوش من یک جوان نمونه و تکیه گاه من بود. او جگر گوشه من بود که خونش را ریختند و باید توضیح دهند چرا او را کشتند. چرا او که یک گلوله خورده بود در بدنش دو گلوله وجود دارد گلوله دوم را کجا و چرا به او زده اند؟ کسی که دستور کشتن بچه های ما را داده چه کسی است چه کسی او را کشت و.... و به هیچ عنوان کوتاه نخواهم آمد.

از طرفی بچه ام را کشته اند از طرف دیگر بچه دیگرم را با لباس عزا، بازداشت کرده و در زندان قزل حصار با سارقان حرفه ای و قاچاقچیان در یک اتاق نگه داشته اند. وقتی کامران آزاد شد تا مدتها تحت نظر پزشک بود و تب روده کرده بود. دخترم که باید دنبال درس و دانشگاه و کارش می بود دو ماه تمام زندگی اش در مقابل دادگاه انقلاب گذشت. دختر دیگرم دو سال تمام درس خواند برای کنکور و روز کنکورش، پیکر برادرش تشییع شد و دیگر روحیه درس خواندن ندارد. زندگی ما را کاملا به هم ریخته اند و من از خون فرزندم نخواهم گذشت. چگونه فکر میکنند این تهدید ها مرا ساکت می کند؟باور می کنید من هنوز هر روز صبح که از خواب بیدار می شوم در ته ذهنم به خود می گویم امروز به کیانوش بگویم فلان کار را بکند اما تا چشمم را باز میکنم عکس او را روی دیوار و تنبورش را کنار دیوار می بینم و تازه در ناباوری یادم می آید که کیانوشی نیست. هنوز هیچ یک از اعضای خانواده ما باور نکرده که کیانوش دیگر نیست. قبلا ها چی فکر میکردم و الان این 9 ماهه چی دیدم و می بینم. من ساکت نخواهم ماند تا روز مجازات آمران و قاتلان فرزندم.

۱۳۸۹ فروردین ۱۶, دوشنبه

03.04.2010 گردهمائی این هفته در فرانکفورت






۱۳۸۹ فروردین ۸, یکشنبه

روز شنبه ٢٧/٠٣/١٠ سی وپنجمین هفته گردهمائی حامیان مادران عزادار ایران در فرانکفورت بود


در مراسم این هفته علاوه بر کار هفتگیمان یعنی اطلاع رسانی در مورد اخبار جدید ایران و همینطور جمع‌آوری امضا برای آزادی زندانیان سیاسی و علیه اعدام، سالروز تولد جانباخته جوان کیانوش آسا را با گذاشتن گلهاو شمعهای سفید گرامی داشتیم.


ویژگی دیگر این هفته در این بود که تعداد زیادی از رهگذرانی که به مراسم توجه خاص نشان میدادند از نسل جوان بودند. از آنجائیکه همزمان در فرانکفورت نمایشگاه موسیقی برپا میباشد، اکثر این جوانان برای شرکت در این نمایشگاه ازشهرهای مختلف آلمان در فرانکفورت به سر مبردند. آنها به محض دیدن عکسهای جوانان جانباخته ایرانی می ایستادند و از ما توضیح و میخواستند، که چه بر سر آنها آمده. وقتی میشنیدند که صاحبان عکسها کشته شده‌اند و مادرانشان حتی اجازه عزاداری را هم ندارند باورشان نمی‌شد، مخصوصاً وقتی میفهمیدند که آنها به چه دلایلی کشته شده‌اند. پس از توضیحات و تشریح هدف ما و دیگر حامیان مادران و اینکه هدفمان انعکاس دادن صدای مادران داغدار است بسیار ابراز همبستگی کرده و ما را تشویق به ادامه کارمان میکردند که این باعث دلگرمیمان شد. عده ای از این جوانان با گذاشتن گل رز سرخ به روی عکس جانباختگان و لحضه ای سکوت ادای احترام میکردند.


به امید برقراری عدالت و آزادی در ایران و جهان

۱۳۸۹ فروردین ۶, جمعه

پیام تشکر مادران عزادار ایرانی به تمامی آزادی خواهان
و مادران میدان پلازا مایو– آرژانتین


مادران عزادار ایرانی در حالی سال خورشیدی جدید و نوروز جهانی را آغاز می کنند که فرزندان شان را بی گناه در دل خاک مدفون کرده اند، یا سال هاست مفقود شده اند و یا در زندان ها بلاتکلیف یا با حکم های سنگین در بندند و عده ی زیادی نیز مجروح و معلول در کنج خانه ها در انتظار بهبودی اند.

ما، مادران با سکوت دسته جمعی خود در پارک لاله تهران صدای فرزندان مان و صدای خانواده های رنجدیده را فریاد زدیم و به گوش مقامات کشورمان و مردم ایران و جهان رساندیم.

مقامات امنیتی این حرکت را تاب نیاوردند و تعداد زیادی از مادران را به دفعات دستگیر و سپس آزاد کردند. در آخرین اقدام، به خانه های پنج نفر از حامیان مادران عزادار یورش بردند و آنها را به بند کشیدند که پس از پیگیری های مداوم خانواده ها و مادران عزادار و حامیان، پس از تحمل حدود ۴۰ روز زندان، پیش از آغاز سال نو آزاد شدند.

آزادی خواهان بسیاری صدای اعتراض ما را شنیدند و به نام، خواهان آزادی مادران دربند شدند. شما مادران پلازا مایو نیز که سی و سه سال است برای رسیدن به خواسته های به حق خود از پای نمی نشنید، طنین صدای ما را شنیدید و در پیوند به درد مشترک مان از ما حمایت کردید. از حمایت شما و تمامی مردمی که برای آزادی مادران در بند ما را همراهی کردند بر خود می بالیم. درود بی پایان ما را در بهار زندگی پذیرا باشید.

به امید روزی که همه مردم ایران و جهان در صلح و امنیت، آزاد و برابر به طور عادلانه در کنار هم زندگی کنند.

مادران عزادار– ایران
فروردین 1389

۱۳۸۹ فروردین ۱, یکشنبه

بهاران خجسته باد

به مناسبت نوروز به یاد عزیزانی که امسال در کنار سفره هفت سین و بین خانواده شان جایشان خالیست هفت سینی گذاشتیم و با دردست گرفتن گلهای لاله و عکس قربانیان یاد این عزیزان را گرامی داشتیم.سفره هفت سین توجه خیلی از رهگذاران را به خود جلب کرد و توجه زیادی به برنامه این هفته نشان دادند. مخصوصا که این هفته مادر یکی از قربانیان دهه 60 همراه با عکس فرزندش در برنامه ما شرکت کرد. و وقتی در خبر رسانیمان این مسئله را هم مطرح میکردیم باعث تاسف بیشتر رهگذران بود و تمایل بیشتری به همکاری نشان دادند.ما برای خانواده های عزادار و داغدار سال بهتری را آرزو داریم. به امید اینکه مادران عزادار هر چه زودتربه خواسته های خودکه آزادی زندانیان سیاسی، مجازات عاملان و آمران جنایات اخیر و توقف اعدامهاست، برسند.

۱۳۸۸ اسفند ۲۸, جمعه

آرام نگيريم که آسودگی ما عدم ماست، پيام پروين فهيمی مادر سهراب اعرابی

با سلام

زيارت اهل قبور، در پنجشنبهی آخر هر سال، برای ما مردم مسلمان و ايرانی يک وظيفه و نشانگر نزديکیمان به اموات است.

از اين که در تهران نيستم تا اين وظيفه را انجام دهم، بسيار متاثرم.

فرزندان جانباختهی عزيز ما در شب سال نو در کنارمان نيستند ولی ياد آنها هميشه زنده خواهد ماند!

هموطنان زندانیای که در کنار خانوادههای خود جایشان خالی است، اميد دارم به زودی آزاد گشته و به آغوش خانوادههایشان بازگردند.

من بهعنوان يک مادر دلسوخته، به درگاه خداوند پناه میبرم. مگر فرزندان ما چه گناهی مرتکب شدهبودند که بايد اينگونه مورد ظلم واقع شوند؟
جوانان ما خواستهای فراتر از حق و حقوقی که متعلق به هر انسانی است؛ ندارند.

من باز هم بهعنوان يک مادر؛ خواهان آزادی و صلح و دوستی، نشاط و سلامتی برای همه میباشم. فرزندم نيز همين را میخواست اما او را...

پروين فهيمی
مادر سهراب
پنجشنبه ۲۷ اسفندماه ۱۳۸۸

گویا نیوز